تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
صفت در ديگرى ادخال شده ، و در قسم ديگر دو صفت لفظا و معنى از يكديگر جدايند ، و در « ادماج » جز يكى از دو فنّ يا يكى از دو معنى ( معناى بديعى ) ظاهر نيست ؛ و الله اعلم .

باب اتّساع « 1 »

اتّساع آن است كه سخنور ، سخنى بياورد كه به اندازه معانيى كه الفاظش احتمال مىدهد مجال تأويل داشته باشد ، پس آراء راويان در تأويل آن به اندازه عقلهايشان ، گسترش مىيابد ، و از آن قبيل است حروف معجم فواتح سورهاى فرقانى كه دانشمندان مجال تأويل در آن را بسيار گسترش دادند . و از همه آن تأويلها جز اين تأويل ترجيح نيافت كه فواتح نام سوره‌هايى است كه خداوند - سبحانه و تعالى - به آنها سوگند ياد كرده است ، و آن تأويل از ابن عبّاس - رضى الله عنهما - روايت شده است ، و در اعراب آن تعداد فواتحى كه در آن اعراب راه مىيابد ، اختلاف كرده‌اند ، برخى معتقدند آن فواتح از باب حكايت است ؛ چنان كه دربارهء « صاد » و « قاف » و « نون » به آن معتقد شده‌اند كه اين اسمها حكايت از مسمّاى خود دارد و چيزى جز آن نيست ، و برخى معتقدند تنها حروف مقطّعه متعدّد معرب است ، و گفتار شريح بن اوفى العبسىّ ، - قاتل محمد بن طلحة السجّاد - را قرائت مىكند « 2 » : ( طويل )
يناشدنى حاميم و الزّمح شاجر * فهلّا تلا [ خاميم « * » ] قبل التقدّم
امّا موردى كه اتّساع در غير فواتح سور ( - عبارتهاى آغاز سوره‌ها ) آمده ، قول خداى - تعالى - است :
« وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً
« 3 »
»
كه همانا به ظاهر آيه چند اشكال متوجّه مىشود ؛ اينكه چرا از عدد صحيح به عدد معدول ، عدول شد ، و خداى - سبحانه - گفت :
« مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ »
و نگفت « اثنين و ثلاث و اربع » ؟ و چرا جمله‌هاى آيه با « واو » كه مقتضى معناى جمع است ، عطف شد تا در موضوع آيه اشتباه رخ دهد ، و
هامش
( 1 ) - منابع بحث اين باب : العمدة ص 75 ، خزانة ابن حجّة ص 440 ، بلوغ الارب ص 249 ، الطّراز زير نام « التوشيح اوالتوسيم » ج 2 ص 89 . ( 2 ) - نگاه كن به : لسان العرب ، ريشه « حمم » و در آن « يذكرنى » جاى يناشدنى وارد شده است . ( * ) ( اين كلمه از تحرير همين باب ( ص 456 ) افزوده شد و بدون آن وزن شعر ناقص است . ) ( 3 ) - سورة النساء ؛ 4 ، آيه 3 .