دارد ، همراه با « تعطّف » مىبينى ، تعطّفى كه در قول خداى تعالى :
« إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ »
واقع شده است ؛ پس همانا از آن جهت ، از گفتار « و اعلم منه » عدول شد درحالىكه از تعبير اول موجزتر مىباشد ، تا در كلام تعطّفى واقع شود كه زيبايى كلام را بيفزايد ، و آن متضمّن مزيد خضوع و رقّت دل است ، علاوه بر فنّ تمكينى كه در فاصله آيه تحقّق يافته است .
و مثل آن آيه ، آيه بعد از آن مىباشد ، و آن قول خداى - تعالى - است :
« يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ
« 1 »
»
زيرا مانند آيه پيش متضمّن فنّ تعطّف است .
و مثال قسم دوم انسجام با انسجامى كه خالى از بديع مىباشد ، قول خداى - تعالى - است :
« خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ
« 2 »
»
و گفتار خداى - عزّ و جلّ - :
« وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
« 3 »
»
و بيشتر آيات قرآن از شاهدهاى اين باب است » .
باب براعت تخلّص « 4 »
براعت تخلّص آن است كه شاعر شرح مطلع شعر - يا مدح ، يا ذم يا غير آن از قبيل نسيب يا وصف ، يا ادب ، يا زهد ، يا فخر ، يا شوخى و بذله يا جز آن از فنون ديگر - را با نخستين بيت مدح خود درآميزد ، و گاهى اين آميزش در دو بيت پىدرپى تحقّق مىيابد ، و اين روش اگرچه روش گذشتگان در بيشتر شعرشان نيست امّا متأخّران به آن اسلوب ، سخن گفتهاند و از آن ، بسيار آوردهاند ، و به جان خودم سوگند كه آن از محاسن كلامى ادباى محدّث است ، هرچند پيشينيان باب آن را مانند بابهاى ديگر ادب براى آنان گشودهاند ، و براعت تخلّص در كتاب عزيز شناختن فصل از وصل است ، و ابن ابى البركات كتابى مخصوص آن نگاشته است و برخى متكلّمان معتقد شدهاند كه آن يكى از وجوه اعجاز است ، و آن فنّى دقيق است ، و نزديك است در
هامش
( 1 ) - سورة يوسف ؛ 12 ، آيه 87 .
( 2 ) - سورة الاعراف ؛ 7 ، آيه 199 .
( 3 ) - سورة هود ؛ 11 ، آيه 123 .
( 4 ) - منابع بحث اين باب : الوساطه ص 58 ، التبيان زملكانى ص 138 ، بديع ابن منقذ زير نام « التّخلّص » ، روضة الفصاحة ص 45 ، المثل السائر زير نام التخلّص و الاقتضاب ص 417 ، الطّراز ، ج 3 ص 179 ، بلوغ الأرب زير نام « براعة التخلّص » ص 54 ، خزانة ابن حجّة ص 149 ، نهاية الارب ، ج 7 ص 135 .