تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
آن يكسان بود ، و انتقال از رنج اضطراب كشتى به آرامش سكون برايشان حاصل نمىشد . و گفتار خداى - سبحانه -
« وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ »
؛ اين گفتار نفرينى است كه جلوگيرى از پندار كسى كه گمان مىبرد غرق به صفت همگانى بودنش بر روى زمين چه‌بسا كسى را كه سزاوار هلاكت نبوده هلاك نموده است آوردن آن را ايجاب كرد ، پس براى جلوگيرى از اين احتمال خداى - سبحانه - بر هالكان نفرين كرد ، و آنان را به ستمكارى وصف نمود تا دانسته شود كه هلاكت تنها كسى كه سزاوار عذاب بوده دربرگرفته است ، و آن معنى اقتضا دارد كه اين جمله پس از همه جمله‌هاى قبلى واقع شود ؛ و اللّه اعلم . پس اين زيبايى نظم و درستى ترتيب جمله‌هاى متعاطف را بنگر ! تا ارزش اين نظم را بدانى ؛ و اللّه اعلم .

باب انسجام « 1 »

و آن اين است كه سخن همانند آب جارى در قالبى آسان و لفظهايى نغز و تركيبى سالم سرازير شود تا آنجا كه براى جمله‌اى از نثر يا بيتى از شعر - هرچند خالى از بديع و بدور از تصنّع است ، پذيرشى در جانها و تأثيرى در دلها باشد كه سخن ديگر را نباشد ، و انسجام غالبا خودبخود و بدون تعمّد در كلام تحقّق مىيابد ، مانند كلام موزونى كه ملكه فصاحت خودبخود در ضمن نثر مىآورد ؛ مانند مصراعهايى كه در ضمن كتاب عزيز ، واقع شده و از پيامبر بزرگوار روايت شده است ، و اگر از آن نوع كلام موزون دو بيت يا بيشتر ، در غير قرآن واقع شود ، آن دو بيت يا بيشتر شعر خوانده مىشود ، و امّا در قرآن كريم ، كلام موزون ، بجز كلامى كه در قالب يك بيت تنها باشد موجود نيست و يك بيت را چه از روى عمد باشد يا غير عمدى ، شعر نمىنامند . و اين مطلب را دلايلى است كه اينجا جاى بيانش نيست ، و آنها را در دو كتاب آورده‌ام : يكى : « الشافية فى علم القافية » و ديگرى « الميزان فى الترجيح بين كلام قدامة و بين كلام خصومه » . كه قسمتى از آن را تنظيم نمودم ، و از اتمام آن بازداشته شدم . انسجام بر دو قسم است : قسمى كه همراه با بديع غير عمدى مىآيد ، و قسمى كه بدون بديع است : از مثالهاى قسم اول از قرآن ، قول خداى - تعالى - است :
« إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
« 2 »
»
؛ پس تو سهولت اين نظم و نغزى اين لفظها ، و انسجامى كه در بر
هامش
( 1 ) - منابع بحث اين باب : بديع ابن منقذ ص 66 ، خزانة ابن حجّة ، ج 1 ص 890 . ( 2 ) - سورة يوسف ؛ 12 ، آيه 86 .