برد كه اگر از هم جدا شوند زيبايى آنها ازهمگسسته و تماميّتشان تبديل به نقص ، و معنايشان تجزيه مىشود ؛ درحالىكه اينطور نيست ، و حال آنها ( آن دو بيت ) در تماميت معنى و كمال حسن ، در حالت جدايى از هم و تنهايى مانند حالت اجتماع و پيوستگى آنهاست .
و از شاهدهاى اين باب در كتاب عزيز قول خداى - تعالى - است :
« وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
« 1 »
»
پس تو مىبينى كه اين جملهها در نظم كلام برخى بر بعضى با حرف عطف واو به ترتيبى كه مقتضاى بلاغت مىباشد ، عطف شده است ؛ براى اينكه خداى - سبحانه - سخن را با مهمترين مطلب آغاز نموده است ؛ زيرا مقصود رهايى اهل كشتى از زندان كشتى است ، و آن مقصود جز با بر طرف شدن آب از زمين حاصل نمىشود ؛ و به همين جهت از زمين آغاز كرد ، و زمين را دستور بلعيدن داد ، آنگاه خداى عزّ و جلّ - دانست كه زمين ، هرگاه آنچه آب بر رويش جمع شده فروبرد و آب از آسمان قطع نشود ، اهل كشتى هنگام بيرون شدن از كشتى آزار مىشوند ، و چهبسا آنچه از آسمان نازل مىشود ، آن مقدار آبى كه زمين مىبلعد جبران مىكند ، و خشكى زمين تحقّق نمىيابد ، پس خداى - سبحانه - آسمان را به خوددارى از باريدن ، دستور داد ، سپس موقعى كه زمين از آب فارغ شد . خداوند از فرورفتن آب خبر داد ، و مقتضاى ترتيب اين است كه اين خبر سومين جمله پس از آن دو جمله گذشته باشد . سپس خداى - سبحانه گفت :
« وَ قُضِيَ الْأَمْرُ »
يعنى هلاك شدند كسانى كه هلاكتشان از قلم تقدير گذشته و نجات يافتند ، كسانى كه نجاتشان مقدّر شده بود ، و اين است اصل معناى آيه ، و حقيقت معجزه ، و آن حقيقت بناچار بايد نزد اهل كشتى معلوم باشد ، و آگاهى ايشان از آن حقيقت جز پس از خروجشان از كشتى ممكن نيست و بيرون شدنشان از كشتى موقوف به خبرهاى پيشين است ، و به همين سبب بلاغت ايجاب كرد اين جمله چهارمين جمله باشد ، همانطور است استقرار كشتى ، بر « جودى - يعنى استقرار آن بر مكانى كه بدون حركت بر آن مستقرّ شد . تا آثار آن كشتى براى كسانى كه بعد از ( روزگار ) كشتىنشستگان مىآيند آيتى باشد - و بيان اين استقرار بر آن وجه مقتضى بود كه بعد همه مطالبى باشد كه گفتيم » و از لفظ « استقرّت » به لفظ « استوت » از آن جهت عدول شد كه « استقرار » احتمال انحراف و اعوجاج مىدهد ، و « استواء » دلالت بر عدم انحراف و اعوجاج دارد ، و اين تعبير مبين آرامش اهل كشتى و اطمينانشان از ترس است ؛ زيرا اگر استقرار كشتى استقرارى نبود كه از عدم حركت آن اطمينان حاصل شود ، حالشان در رنج كشيدن و پريشانى دلها از حركت كشتى در حال سير و توقف
هامش
( 1 ) - سورة هود ؛ 11 ، آيه 44 .