تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
در آن مندرج شود ، پس مىگوييم : « در اين آيه وصف خداى - سبحانه - به عدالت ، داخل گرديده ، و در نتيجه فنّ فخر به فن ادب درآويخته است ؛ زيرا ظاهر آيه مفيد تأديب است - و به سبب آن در اين باب داخل شده - و مبيّن موعظه « 2 » و وصف خداى - عزّ و جلّ - به عدالت است ، و بيان عدالت ، فخرى است كه به ادب مقدّم بر آن مرتبط شده است ، و ( اين ) علاوه بر ملايمت الفاظ كلام است كه از آن « ائتلاف لفظ با معنى » حاصل گرديده ؛ زيرا اعتماد به ستمكار پايين‌تر از ستم ، و « مسّ نار » پايين‌تر از سوزانيدن آن است ، و عدالت اقتضا دارد كه عقاب به اندازه گناه باشد ، و به همين جهت ، نام بردن از « مساس » ملايم با نام بردن « ركون » نه غير آن است ؛ پس ملاحظه كن معانى و انواع بديعى كه اين كلمات هفت‌گانه كه جزئى از يك آيه است دربردارد ، مانند : ائتلاف - كه ملايمت ، بر آن دلالت دارد - و ادماج ، و تعليق ، و افتنان ، و مقارنه ، و بسط ؛ زيرا از گفتار « و لا تركنوا الى الظّالمين » به گفتارش
« إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا »
عدول شده است ؛ و آن ، به سبب اين است كه جمله اول احتمال معناى استمرار در معناى ظلمى را دارد كه سازگار با كيفر « مساس » نيست ، و معناى مبالغه در ندرت وقوع ظلم كه از جمله دوم حاصل مىشود ، از جمله اول حاصل نمىشود ؛ تا در نتيجه معناى آن با معناى « ركون » و معناى « مساس » ملايم باشد و مبالغه كامل تحقّق يابد ؛ زيرا وقتى خداى - سبحانه ، اعتماد به كسى كه گاهى مرتكب ظلم مىشود نهى نموده و مورد تهديد قرار داده ، بنابراين از اعتماد به كسى كه پيوسته مرتكب ظلم مىشود ، به طريق اولى نهى مىنمايد ، و در صورتى كه از اعتماد به ظالم نهى مىكند ، به طريق اولى از ارتكاب خود ظلم نهى مىكند ؛ و اللّه اعلم .

باب حسن نسق « 1 »

حسن نسق عبارت از اين است كه سخنور كلمات نثر و ابيات شعر را پىدرپى با انسجامى سالم و مستحسن و نه معيوب و مستهجن بياورد ؛ و از جمله ظواهر حسن نسق آن است كه هر بيت شعرى اگر جدا شود ، به‌خودىخود مستقل باشد و معناى آن با عبارت خودش پايدار باشد ، و اگر بيت مجاورش در رديف آن قرار گرفت ، دو بيت حكم يك بيت را پيدا كند ؛ تا جايى كه شنونده گمان
هامش
( 2 ) عبارت متن بديع القرآن چنين بود : « إذ ظاهر الآية التأديب و من اجله جاءت فى هذا الباب الموعظة و وصف الحقّ . . . » و چون بدون واو عطف قبل از « الموعظه » معناى عبارت دچار اختلال مىشد لذا واو از عبارت تحرير ( ص 418 ) افزوده شد . ( 1 ) - منابع بحث اين باب : خزانة ابن حجّة ص 415 ، بلوغ الأرب ص 179 .