دگرگونى در قول خداى - تعالى -
« وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً »
آمده است ، و سخن دربارهء آن ، در باب استعاره گذشت « 7 » ، و همان گونه كه گاهى چنانچه اوصاف متعدّد مىشود ، اعراب تغيير مىيابد ، تا مدح شخص موصوف به مدح مورد توجه قرار گيرد ، و بسيارى اوقات هنگام مدح يا ذمّ به منظور بالا بردن شخص ممدوح و يا پايين آوردن مقام شخص مورد ذمّ ، با قواعد ظاهرى اعراب مخالفت مىكنى ؛ و اللّه اعلم .
باب تفصيل « 1 »
تفصيل بر دو قسم است : متّصل و منفصل :
تفصيل متّصل ، هر كلامى است كه در آن « أمّا . . . و امّا » واقع شود كه ما قبل امّا اجمال و ما بعد آن تفصيل است : مانند قول خداى - تعالى - :
« يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ
« 2 »
»
تا آخر كلام ، سپس خداى - تعالى - گفت :
« وَ أَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ »
تا آخر آيه ، و مانند قول خداى - عزّ و جلّ :
« فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ
« 3 »
»
، سپس گفت :
« وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ
« 4 »
»
، در آيه اوّل حسن جوار مراعات شده و رعايت آن بر رعايت ترتيب ( تفصيل ) مقدّم شده ، و در آيه دوم ترتيب رعايت شده است :
و امّا تفصيل منفصل : پس آن ، عبارت از تفصيلى است كه مجمل آن در سورهاى و مفصّل آن در سورهاى ديگر باشد و يا در يك سوره و ليكن دور از هم باشند ، مانند گفتار خداى - تعالى - در سوره المؤمنين :
« قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ »
تا آنجا كه مىگويد :
« وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ »
تا قول خداى - تعالى - :
« فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ
« 5 »
»
پس همانا قول خداى - تعالى - :
« وَراءَ ذلِكَ »
، اشاره اجمالى به محرّماتى مىباشد كه بتفصيل در قول خداى - تعالى - :
« وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ »
تا قول خداى - تعالى -
« وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ
« 6 »
»
بيان
هامش
( 7 ) ر ك : ص 125 همين كتاب .
( 1 ) - از اين باب در خزانة ابن حجّة ص 222 ، بحث شده است .
( 2 ) - سورة ال عمران ؛ 3 ، آيات 106 - 107 .
( 3 ) - سورة هود ؛ 11 ، آيات 105 - 106 .
( 4 ) - سورة هود ؛ 11 ، آيه 108 .
( 5 ) - سورة المؤمنون ؛ 23 ، آيات 1 و 5 و 7 .
( 6 ) - سورة النساء ؛ 4 ، آيات 22 ، 24 .