قديم و محدّث ، و خالق ، و مخلوق اطلاق مىگردد ، هرچند مقصود از « شىء » در اينجا هر موجودى جز خداى - تعالى - و هر معدوم ممكن الوجود است ، و اين كلمات سهگانه تذييل قول خداى - تعالى -
« رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَةِ »
« 1 » آمده است . و در ( عجز « 3 » ) اين دو بيت تذييلى واقع شده كه موجب جواز دخول آنها در اين باب گرديده است . و الله اعلم .
باب تهذيب « 2 »
تهذيب بر سه قسم است : قسمى كه پس از فراغت از تنظيم كلام ، و با تجديد نظر به منظور تنقيح و تهذيب آن تحقّق مىيابد ؛ و اين قسم در كتاب عزيز واقع نمىشود ، زيرا جز كسى كه طبيعتش بر سهو و اشتباه ، يا غفلت و فراموشى ، و يا ضعف رأى و تدبير عملى ، سرشته شده ، ( - جز چنان كسى ) به آن تهذيب نياز ندارد ، درحالىكه گاهى ممكن است ، قدرت نقد وى نيكوتر از سخنپردازى ، و علمش بيشتر از قدرت عملش باشد ، و اينها از صفات مخلوق ناقص است ، و قرآن عزيز سخن توانايى منزّه از صفات نقص است ، و دو قسم ديگر كه در وقت سخنپردازى واقع مىشود ؛ يكى از آنها حسن ترتيب در نظم است ، كه يا به سبب ارتقا از پايينتر به بالاتر ، و يا با تقديم آنچه واجب التقديم ، و تأخير آنچه واجب التأخير است ، تحقّق مىيابد ، و قسم ديگر به گونهاى است كه سخنور معنى را تقويت مىكند و از تركيب كلام يا سوء همجوارى آن مىكاهد » ، سوء همجواريى كه در حروف تكتك كلمات است ، پس سخنور هنگام تنظيم از لفظى كه داراى سوء همجوارى در حروف ( از واضع اوّل « 4 » ) است ، دورى مىگزيند ، و يا سوء همجواريى كه در مجاورت اجزاى كلام با يكديگر رخ مىدهد ، و اين ، زمانى است كه مجاورت اجزاى كلام به درجهء اتّصاف به سوء همجوارى برسد .
و بروجه اجمال ، اين قسم از تهذيب عبارت از دورى گزيدن عيوب نظم كلام است ، و اين دو قسم تهذيب ، تهذيبى است كه نظم قرآن ، بدون تعمّد و تكلّف ، بر آن آمده است ؛ زيرا قرآن كلام توانايى بىقيدوشرط است ، همانا تأمّل و تنقيح در كارهاى ما به سبب نارسايى ماست . و الله اعلم .
هامش
( 1 ) - سورة النمل ؛ 27 ، آيه 91 .
( 2 ) - منابع بحث اين باب : بديع ابن منقذ ص 139 ، خزانة ابن حجّة ، زير نام « التهذيب و التّأديب » ص 235 ، بلوغ الارب ، زير نام « الترتيب » ص 144 .
( 3 ) عبارت متن « ذكر » بود كه به قرينه سياق به « عجز » تصحيح شد .
( 4 ) عبارت متن « من المواضع الاوّل » بود كه به قرينه سياق كلام محرّف از « الواضع الاوّل » است ، چنان كه در ترجمه آورده شد .