شفيعى است كه مطاع باشد ، نه مطلق شفيع ، و باطن كلام بر وجه حقيقت مقتضى نفى مطلق شفيع مگر شفيعى است كه مورد رضايت خداى - سبحانه - باشد .
و از شاهدهاى مشكل اين باب است ، قول خداى تعالى :
« وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ
« 1 »
»
كه ظاهر عبارت آيه مقتضى آن است كه ايشان نه پشت كردند و نه روى گردانيدند ، درحالىكه واقع حال ايشان خلاف آن است . و همانا از آن جهت گفتيم كه ظاهر عبارت دلالت دارد كه ايشان نه پشت كردند و نه روى گردانيدند كه قاعده استعمال « لو » در زبان عربى اين است كه چيزى به سبب امتناع چيزى در كلام موجب و نه در كلام منفى ، ممتنع شود ، بنابراين ، شنوانيدن به اين كافران ممتنع است ؛ زيرا سراغ داشتن خير در آنها ممتنع است » و پشت كردن و روى گردانيدن آنها ممتنع است ؛ زيرا شنواندن به ايشان ممتنع است ، و باطن كلام كه معنى با آن صحّت مىيابد ، مقتضى وقوع روى گردانيدن و ادبار است ، و حقيقت امر چنان بود ؛ و چرا واقع امر چنان بود ؟ ، زيرا تقدير معناى كلام و اللّه اعلم - اين است كه اگر خداوند به گوششان رسانده بود ، روى مىگرداندند و پشت مىكردند ، پس چگونه چنين نباشد ، و حال آنكه خداوند - سبحانه - به گوششان نرسانده است .
و در باب حديث مثل آن آيه است قول پيامبر خدا ( ص ) : « نعم العبد صهيب لو لم يخف اللّه لم يعص « 2 » » ، ظاهر كلام مقتضى اثبات گناه صهيب - رضى الله عنه - است ، و اگر چنان مىبود ، در معناى كلام تناقض به وجود مىآمد ؛ زيرا در اوّل كلام « نعم » آمده كه مقتضى معناى مدح است ، و دنبال آن عبارتى آمده كه مقتضى مذمّت است ؛ بنابراين از تأويلى كه اين تناقض را از ظاهر لفظ بزدايد ، چارهاى نيست ، و آن اين است كه گفته شود : « اگر فرض مىشد كه صهيب از خدا نمىترسيد خدا را معصيت نمىكرد ، پس چگونه خداى را معصيت مىكند و حال آنكه از خدا مىترسد .
و اصل مورد اعتماد در اين باب يقين به اين امر است كه عرب هرگاه در خبرى اراده مبالغه كامل كند ، كلام درباره آن را از صورت خود برمىگرداند ؛ تا وقتى شنونده سخن به گوشش رسيد ، سخنى كه در آن با شيوه اهل زبان مخالفت شده دريابد كه اين قلب كلام ، براى تحصيل فايدهاى بوده است ، پس شنونده تأمّل مىكند ، و متوجّه مىشود كه مبالغه معناى كلام افزايش يافته است ، و اگر كلام به صورت خود بازگردانده مىشد ، اين مبالغه به دست نمىآمد ، چنان كه اين
هامش
( 1 ) - سورة الانفال ؛ 8 ، آيه 23 .
( 2 ) - كشف الخفاء و مزيل الالباس ، ج 2 ص 323 .