وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنْها وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقِيمٌ
« 1 »
»
، پس مناسبت ميان فاصله آيه ، و ما قبل آن را ملاحظه نماى ، كه چون خلود دائم مقتضى ماندن در عذاب بوده ، ازاينرو خداوند خبر داده كه ايشان از دوزخ بيرون نمىشوند و خبر داد كه ايشان را عذابى ماندنى است ، و همچنان است ، قول خداى - تعالى - :
« وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
« 2 »
»
، پس همانا عزّت و حكمت خداوند به بريدن دست دزد ، حكم كرده است ، زيرا كسى كه عزيز است ، حكم مىكند ، و كسى كه منزّه بودنش از نشانههاى كاستى و ستم ثابت است ، عدالتش محقّق مىباشد ، و خداوند از روى عدالت حكم به قطع دست سارق نمود ؛ زيرا قطع دست وى دربرگيرنده حفظ مالهاست ، و آن مقتضاى حكمت مىباشد ، اينها مثالهاى مناسبت معنوى است .
و امّا مناسبت لفظى ؛ كه عبارت از آوردن كلمههاى موزن و مقفّا و يا موزن غير مقفّاست ، پس اگر آن مناسبت در وزن و قافيه باشد ، مناسبت تامّ است ، و اگر مناسبت در وزن بدون قافيه باشد ، مناسبت ناقص است ، و مناسبت ناقص در كلام فصيح بيشتر است ؛ زيرا در آن قافيه آوردن ضرورت ندارد ، و اگر فصاحت كلام خود ، بدون تكلّف ، به آوردن قافيه متمايل شد ، كلام نيكوتر است ، و اگر تمكين نكرد ، اصل در كلام همان رعايت اتّزان است ، و چيزى جز آن نيست .
از مثالهاى مناسبت لفظى ناقص قول خداى - تعالى - است :
« ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ بَلْ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقالَ الْكافِرُونَ هذا شَيْءٌ عَجِيبٌ
« 3 »
»
و از شاهدهاى مناسبت تامّ است قول خداى - تعالى - :
« ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ
« 4 »
»
و مانند قول خداى - تعالى - :
« لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَ عَذابٌ أَلِيمٌ
« 5 »
»
و از اين قوم مناسبت است ، قول پيامبر خدا ( ص ) در باب دعا ، ( دعايى كه همراه حسن و حسين - عليهما السّلام - قرار مىداد ) « 6 » : « اعيذكما بكلمات اللّه التّامّة ، من كلّ شيطان و هامّة ، و من كلّ عين لامّة » ، و علّت اينكه پيامبر ( ع ) « ملمّة » به كار نبرد - و حال آنكه قياس لغوى « ملمّة »
هامش
( 1 ) - سورة المائدة ؛ 5 ، آيه 37 .
( 2 ) - سورة المائدة ؛ 5 ، آيه 38 .
( 3 ) - سورة ق ؛ 50 ، آيات 1 - 2 .
( 4 ) - سورة ن ؛ 68 ، آيات 1 - 3 .
( 5 ) - سورة يونس ؛ 10 ، آيه 4 .
( 6 ) - اين قسمت تكميلى از همه نسخههاى اصل افتاده و بدون آن معناى كلام سربراست نيست و ما آن را از خزانة الادب ابن حجّة ص 168 ( چاپ مطبعة الحريّة ، مصر ، سال 1304 ه ) نقل كرديم .