( مؤمنان ) با قول خداى
« أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ »
كامل شده است . و مثل اين معنى است قول خداى - تعالى - :
« مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ
« 1 »
»
و از بهترين مثالهايى كه در اين باب آمده قول خداى - تعالى - است :
« فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ وَ لا يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ
« 2 »
»
پس همانا معناى كلام با جمله
« ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ »
تمام شده است ، و ليكن ظاهر آيه مورد اشكال است ؛ زيرا وقتى شخص ضعيف مىشنود كه خداوند ، بعد از بيان مورد تكذيب قرار گرفتن پيامبر ، او را امر كرده كه بگويد پروردگارش داراى رحمت گسترده است و به همين بيان اكتفا كرده ، مىپندارد كه رحمت وى چهبسا به دليل وسعتش كسى را هم كه پيامبرش را تكذيب كرده در بر مىگيرد ، ازاينرو خداوند با كلامى كه آورد و به سبب آن مدح خود را به مهربانى در حقّ دوستان ، با انتقام از دشمنان كامل نموده ( - با اين كلام ) از بروز اين احتمال جلوگيرى كرد و گفت :
« وَ لا يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ »
، و گواه اين كه رحمت هرچند متّصف به وسعت باشد ، جز نيكوكاران را فرانمىگيرد ، قول خداى - تعالى - است :
« وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ
« 3 »
»
و از شگفتيهاى تكميل قول خداى - تعالى - است :
« وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ
« 4 »
»
، پس تكميل در اين آيه پس از صحّت تقسيم آمده است ؛ زيرا دروغ ، مانند امور ديگر دو قسم است : مطلق و مقيّد ، مطلق ، آن در قول خداى - است :
« وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً »
و مقيّد آن در قول خداى - تعالى - است :
« أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ »
سپس آن قسم كه مقيّد است ، نيز در اين آيه دو قسم است ، قسمى كه در آن ، دروغگو درباره خداوند - سبحانه - خبر دروغ مىدهد ، و قسمى كه در آن ، دروغگو دربارهء خودش خبر دروغ مىدهد ؛ قسم اوّل در گفتار اوست
« أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ
و قسم دوم گفتار او
« سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ »
است ، و اگر در اين آيه به گفتارش :
« أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ »
اكتفا شده بود ، معناى مقصود تمام بود ، و ليكن خداى - سبحانه - دانا بود كه سخن ، خوب است ، پس از اتصاف به تماميّت متّصف به كمال شود ، پس گفت :
« وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ »
پس معنى با آن جمله ، پس از تماميت متّصف به كمال گرديد .
هامش
( 1 ) - سورة الفتح ؛ 48 ، آيه 29 .
( 2 ) - سورة الانعام ؛ 6 ، آيه 147 .
( 3 ) - سورة الاعراف ؛ 7 ، آيه 156 - 157 .
( 4 ) - سورة الانعام ؛ 6 ، آيه 93 .