بازمىگشت ، و مىگفت : « و الاصمّ و السّميع » اين جمله دوم تفسير « دو فريق ديگر بود ، بنابراين دو فريق به چهار فريق تفسير مىشد ، و اين ترتيب فسادى آشكار است ، و به آن سبب ، از ملايمت و سازگارى در ظاهر كلام به آنچه مهمتر است ، كه آن تصحيح معناى مقصود مىباشد ، عدول شد .
و ثعالبى در كتاب « يتيمة الدهر » آورده « 1 » كه سيف الدولة بن حمدان ، متنبّى را در مورد شعرى كه درباره او سروده بوده - و گفته است « 2 » : ( طويل )
وقفت و ما فى الموت شكّ لواقف * كانّك فى جفن الرّدى و هو نائم
تمرّ بك الابطال كلمى هزيمة * و وجهك وضّاح و ثغرك باسم
- مورد ايراد قرار داد و به او سخنى گفت كه مضمونش اين است كه تو صدر بيت اول را با عجزى تركيب كردى كه مىتواند عجز ، براى صدر بيت دوم و به عكس باشد ، چنان كه امرؤ القيس در شعرش مرتكب شده است « 3 » : ( طويل )
كانّى لم اركب جوادا للذّة * و لم اتبطّن كاعبا ذات خلخال
و لم أسبأ الزّقّ الرّوىّ و لم اقل * لخيلى كرّى كرّة بعد اجفال
وى ( سيف الدولة ) آيهاى كه از پيش گذشت قرائت كرد . و دربارهء آن چيزى را گمان برد كه پندارنده سابق پنداشته بود ، و پس از آن آيه قول خداى - تعالى - :
« إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى »
« 4 » را تلاوت نمود ، و دربارهء آن سخنى گفت كه دلالت بر آن دارد كه وى پنداشته ، آيه فاقد وصف ملايمت ، و مانند آيه اوّل است .
و من دربارهء آن دو بيت سخن گفتهام ، و بر برائت آنها از عيب ، و تحقّق ائتلاف ميان الفاظ و معانى و ملايمت الفاظ آنها با يكديگر دليل آوردهام ، و اين كتاب محلّ بيان آن نيست ، و دربارهء آيه اول اندكى پيش گفتهام آنچه گفتهام ، و امّا آيه دوم ، ادّعاى وى ( سيف الدولة ) دربارهء عدم ملايمت ميان الفاظ آن ، از اينجاست كه خداى - سبحانه - گفته است :
« إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى »
، و متوهّم گفته است : و اگر گفته بود : « لا تجوع و لا تظمأ و لا تضحى و لا تعرى » ، در اين
هامش
( 1 ) - مجلّد اول ص 16 .
( 2 ) - ديوان او ، با شرح عكبرى ، ج 2 ص 270 .
( 3 ) - ديوان او ص 57 و 58 .
( 4 ) - سورة طه ؛ 20 ، آيه 118 - 119 .