تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
تأويل عدول شد ، و چرا نصّ قرآن بر آن وجه نيامد ، درحالىكه آن‌طور كه شما بيان كرديد ، عبارت تأويل رساتر و مختصرتر است ، و به سبب آن اشكال وارد بر ظاهر كلام بر طرف مىشود ؟ » [ جواب گويم ] و « 2 » . . . تحريم شرك مهم‌ترين موضوع اين وصيّتهاست ، زيرا ايمان اصل دين و اساس آن است و اين وصيّتها و ساير امور متعلّق به دين ، بر آن بنا نهاده مىشود و شاخه‌هايش از آن جدا مىگردد ؛ ناگزير خداوند اهتمام به آن را مقدّم داشت ، پس بلاغت ايجاب كرد به منظور رعايت اولويّت در اهتمام ، به لفظ تحريم تصريح شود ، حال اگر گويى : « بنابراين چرا لفظى آورده نشد كه مبيّن تحريم شرك باشد بدون داشتن لفظى زايد كه موجب اشكال معنى گرديد ، و مفهوم عبارت به سبب آن مفيد ضدّ معناى مراد مىشود . و چرا كلام بدون لفظ « لا » در « الّا تشركوا » نيامد به صورتى كه گفته شود : « أتل ما حرّم ربّكم عليكم ان « 3 » تشركوا به شيئا » جواب گويم : « اگر عبارت كلام بدون اضافه اين كلمه آمده بود ، عطف ديگر وصيّتها بر جمله مجرّد از حرف نفى ممتنع مىگرديد ، و معناى كلام درهم و برهم و مشوّش مىشد ، و كلام بر وجهى نادرست مىآمد ، و معنى فاسد مىگشت ، و تقدير كلام چنين مىشد : « حرّم ربّكم عليكم ان تشركوا به شيئا و بالوالدين احسانا » ، و معناى « حرّم عليكم الشرك و الاحسان بالوالدين » ( بر شما شرك و احسان در حق پدر و مادر را حرام كرده است ) حاصل مىگرديد ، و اين معنى ، ضد معناى مقصود است ، و به آن سبب كلام بر آن وجه موجود آمد تا مفيد تصريح به حرمت شرك در ظاهر كلام باشد ، و لفظ « لا » ى زائد كه ظاهرا موجب فساد معنى مىباشد آمد ، تا ضرورت تأويل را موجب گردد ، و به سبب آن تأويل عطف ساير وصيّتها بر آنچه مقدّم شده ، متّصف به صحّت شود ؛ و اللّه اعلم . و مثل اين مورد است قول خداى - تعالى - :
« ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ
« 1 »
»
كه معناى ظاهرش : « ما منعك من الامتناع من السّجود » ( چه چيز تو را از امتناع از سجده بازداشت ) است ، و تأويلى كه اين كلام را به صحّت بازمىگرداند گفتار دانشمندان است كه گفته‌اند : قول خداى - تعالى :
« ما مَنَعَكَ »
، معناى آن « ما صيّرك ممتنعا من السّجود ، است » ؛ و اللّه اعلم . و امّا آن قسم از « توهيم » كه ظاهر سخن به توهّم مىآورد كه سخن ، بدون فايده از صورت
هامش
( 2 ) عبارت ميان دو قلاب ترجمه « قلت » است كه مترجم براى تكميل معنى به متن افزود ، و قطعا از قلم مؤلّف يا كاتبان نسخه‌ها افتاده بوده است ؛ زيرا كلام بعد از آن شروع جواب « إن قيل » است ، و احتمالا ممكن است جمله‌هاى ديگرى نيز افتاده باشد . ( 3 ) عبارت متن بديع القرآن « الّا » است ، و آن تحريف است . زيرا مؤلّف در مقام تقرير اشكال است ، و اينكه چرا كلام بدون « لا » نيامده است . ( 1 ) - سورة الاعراف ؛ 7 ، آيه 12 .