تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩

باب توهيم « 1 »

توهيم آن است كه سخنور در كلام خود كلمه‌اى بياورد كه ما بعد آن موجب توهّم شود كه سخنور مىخواسته آن كلمه را تحريف كند ، و حال آنكه وى مقصود ديگرى داشته است . و از اقسام توهيم است موردى كه متكلّم ، كلام را به صورتى مىآورد كه موجب توهّم اين است كه در كلام اشتباه خارج از قواعد زبان رخ داده است . و از اقسام توهيم كلامى است كه ظاهر آن موجب توهّم شود كه در صورت كلام ، بدون فايده جابجايى تحقّق يافته است . و از اقسام توهيم است موردى كه در كلام مطلبى بيايد كه دلالت كند معناى ظاهر كلام فاسد است ، درحالىكه معنى صحيح مىباشد . امّا قسم اوّل از اقسام توهيم ، هرچند در شعر آمده ، و ليكن به موردى از آن در كتاب عزيز دست نيافتم . و امّا قسم دوم كه ظاهر كلام موجب توهّم خروج آن از قواعد عربى است ، ( مثال آن ) قول خداى - تعالى - است :
« وَ إِنْ يُقاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ
« 2 »
»
. و در اين آيه ، به صورت ظاهر ، از جهت عطف غير مجزوم بر مجزوم مخالفت با اسلوب إعراب رخ داده تا با عدول از تركيب ظاهر تأويلى دست دهد كه موجب تصحيح معناى مقصود گردد ؛ زيرا مراد - و اللّه اعلم - مژده دادن مسلمانان به اين است كه اين دشمن ، تا وقتى كه با مسلمانان در حال جنگ باشد هرگز پيروز نمىشود ؛ تا خوشحالى مسلمانان با شكست دشمنان در زمان حال و براى هميشه در آينده ، به كمال رسد ؛ و اگر فعل
( لا يُنْصَرُونَ )
طبق قاعده ظاهر لغت عربى بر ما قبل خود عطف مىشد ، مطلبى را جز پيروز نشدن دشمن در زمان حال كه آن هنگام جنگ و وقت پشت كردن آنهاست ، بيان نمىكرد ، و آن معنى ، بيانگر شكست پيوسته ايشان در هر حال نبود . پس بتحقيق نحويان گفته‌اند : « توجيه اين مورد به اين است كه گفته شود : كه آن از باب عطف جمله به جمله مىباشد ، و تقدير « ثمّ هم لا ينصرون » است ، و ليكن با وجود آن جواب ، اشكال هنوز باقى است ؛ زيرا گفته مىشود : « براى چه از آوردن كلام طبق قاعده معروف عربى بر وجهى كه احتياج به تأويل ندارد ، عدول شد ، و چرا گفته نشد : « و ان يقاتلوكم يولوّكم الادبار ثمّ ( لا ينصروا « 3 » ) ؟ » پس اينجاست كه
هامش
( 1 ) - منابع بحث اين باب : بديع ابن المعتز ص 44 ، خزانة ابن حجّة ص 392 . ( 2 ) - سورة ال عمران ؛ 3 ، آيه 111 . ( 3 ) در نصّ بديع القرآن « لا ينصرون » ضبط شده بود ولى چون مقام سخن بحث از علّت عدم جزم است ، صحيح وجه مجزوم است .