تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
مطلب ، علاوه بر محسّنات ديگرى است كه در اين آيه وجود دارد از قبيل : نظم عجيب ، و ترتيب بديع ، و حسن نسق و تنكيت جالب ، و ايجاز بليغ ، و وجوه اعجاز ديگرى كه دربردارد ، بنابراين ، در اين كلمات چهارده نوع از فنون بلاغت تحقّق يافته كه عبارت است از : ايجاز ، و ترشيح ، و ارداف ، و تمثيل ، و مقارنه ، و استدراك و ادماج ، و ايضاح ، و تهذيب ، و تعليل ، و تنكيت ، و مساوات ، و حسن نسق ، و حسن بيان ؛ و اللّه اعلم .

باب استثنا « 1 »

استثنا همانند استدراك است ، و هريك از آن دو ، بر دو قسم است : لغوى ، و فنّى ، قسم لغوى را نحويان از تقريرش فراغت يافته‌اند ، و قسم فنّى است كه مربوط به علم بيان است ، و فرق ميان فنّى و لغوى اين است كه فنّى ناچار بايد علاوه بر معناى لغويش متضمن نوعى از انواع محاسن باشد مانند قول خداى - تعالى - در مورد استدراك :
« قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا
« 2 »
»
، پس اگر در اين كلام بر كمتر از استدراك ، اكتفا مىشد آن سخن موجب نفرت اعراب مىگرديد ، زيرا ايشان گمان داشتند كه اقرار به دو شهادت ( شهادتين ) بدون اعتقاد به آنها ، ايمان است ؛ پس بلاغت ، تبيين ايمان را ايجاب كرد ، و در نتيجه براى آن سخن استدراك آورد تا دانسته شود كه ايمان موافقت قلب با زبان است ، و اقرار به زبان تنها ، اسلام ناميده مىشود نه ايمان . و خداوند - تعالى توضيح آن را با گفتارش :
« وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ »
افزود ؛ بنابراين چون آن استدراك متضمّن رفع اشكالى است كه بر ظاهر كلام وارد مىباشد ازاين‌رو ، از محاسن شمرده مىشود ، چنان كه استثنا نيز ناچار بايد متضمّن معنايى علاوه بر معناى استثنا باشد ، مانند قول خداى تعالى -
« فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ
« 3 »
»
پس اگر بر لفظ استثناء فنّ احتراس در
« كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ »
مقدّم نشده بود ، روا نبود آن استثنا در ابواب بديع ثبت شود ، پس اگر در آن ، تنها به قول خدا
« فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ »
اكتفا شده بود ، احتمال مىداد كه در ميان فرشتگان بوده‌اند كسانى كه سجده نكرده‌اند ، و در نتيجه ابليس هم به آنها تأسّى جسته و در آن گناه كبيره تنها نيست ؛ زيرا احتمال دارد كه حرف تعريف « ال » بر سر
« الْمَلائِكَةُ »
تعريف عهد ، نه تعريف
هامش
( 1 ) - منابع بحث اين باب : العمدة ، ج 7 ص 39 ، الصّناعتين ص 408 . ( 2 ) - سورة الحجرات ؛ 49 ، آيه 14 . ( 3 ) - سوره الحجر ؛ 15 ، آيه 30 - 31 .