تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
اگر گفته شود : « بر اين آيه از نظر تداخل مطلب و تكرار اشكال وارد است ؛ زيرا معناى آخر آن داخل در معناى اول آن مىباشد ، پس مكرّر است ؛ زيرا آن‌كس كه نافرمانى نمىكند فرمانبردار است ؛ هرچند لفظ آغاز و پايان اختلاف دارد ، و اين عيب كلام است ، و نظم قرآن عزيز از آن منزّه است . امام فخر الدّين بن الخطيب ، از آن اشكال جواب داده و گفته است : مضمون جمله
« لا يَعْصُونَ اللَّهَ »
در زمان حال تحقّق دارد ، و معناى
« وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ »
در زمان آينده واقع مىشود . و من پيش از آنكه جواب امام فخر الدين را بشنوم از آن اشكال جوابى داده بودم ، پس گفته‌ام : « اتّصاف به طاعت و عصيان بر سه قسم است ، مىگويى : « زيد لا يعصى و لا يطيع » ( زيد نه نافرمانى و نه فرمانبردارى مىكند ) و نقيض آن « لا يطيع و يعصى » ( فرمانبردارى نمىكند و نافرمانى مىكند ) مىباشد ، و واسطه ميان آن دو قسم « لا يعصى و لا يطيع » ، ( نه نافرمانى و نه فرمانبردارى مىكند ) است ، قسم اول درجه اعلاى اتصاف به طاعت است ، و قسم دوم درجه ادنى و قسم سوم متوسّط است ، و حق - سبحانه - اراده نموده - و هو اعلم - كه اين ملائكه را به برترين درجه طاعت متّصف سازد ، پس اگر خداى - عزّ و جل - به قولش :
« لا يَعْصُونَ »
اكتفا مىنمود ، احتمال داده مىشد كه آن
« لا يَعْصُونَ »
به قول تو « و لا يطيعون » پيوند خورد ، و آن معناى مقصود را نرساند ؛ زيرا مقصود متّصف نمودن آنان به برترين وصف طاعت است ؛ پس لازم شد بگويد : « و يفعلون » و در نتيجه وصف آنان به مرحله كمال رسيد ؛ و اللّه اعلم .

باب استدراك و رجوع « 1 »

و آن بر دو قسم است : قسمى كه استدراك مسبوق به تقرير است ، و قسمى كه مسبوق به تقرير نيست . مثال استدراكى كه مسبوق به تقرير مىباشد ، قول خداى تعالى است :
« إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنامِكَ قَلِيلًا وَ لَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ
« 2 »
»
.
هامش
( 1 ) - منابع بحث اين باب : بديع ابن المعتزّ ، زير نام « الرّجوع » ص 108 ، التبيان زملكانى زير نام « الاستدراك و الرّجوع » ص 133 ، خزانة ابن حجّة ص 65 ، حسن التّوسّل ص 76 ، نهاية الارب ، ج 7 ص 151 . ( 2 ) - سورة الانفال ؛ 8 ، آيه 43 .