مىگفتند ، كلامشان متناقض بود ، كه آن عيب است و از محاسن به شمار نمىآيد ، و ليكن چون در دو زمان مختلف ، و در دو وقت جدا صادر شده ، از عيوب شمرده نمىشود ، و از محاسن به شمار مىآيد ، و به همين جهت آن باب ، تغاير ؛ نه تناقض ، ناميده شده است .
و از جمله اقسام تغاير ، تغاير معنى به سبب تغاير لفظ است ، مانند قول خداى تعالى در سوره انعام :
« وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ
« 1 »
»
كه بيان آن ، غير از گفتار خداوند در عين همين معنى ، در سوره بنى اسرائيل است :
« وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ
« 2 »
»
، پس خداوند وعده روزى دادن به پدران را بر وعده روزى دادن به فرزندان مقدّم آورده ، و در آيه دوم به عكس آورده است ، و سبب مغايرت ميان دو آيه اين است كه در سوره انعام به دليل
« مِنْ إِمْلاقٍ »
خطاب متوجّه مستمندان است ، پس بلاغت ايجاب كرد كه وعده به روزى رساندن به ايشان ، يعنى به پدران فقير به قدر بىنيازى مقدم آورده شود ، و بلاغت اقتضا كرد كه آن معنى با وعده به پسران پس از وعده به پدران تكميل شود ، تا در نتيجه آرامش جانها صفت كمال يابد و نگرانى چيزى را نداشته باشند ، و در سوره بنى اسرائيل ، به دليل قول خداى - تعالى -
« خَشْيَةَ إِمْلاقٍ »
خطاب متوجّه ثروتمندان است ، زيرا حالت ترس از فقر جز دربارهء ثروتمندان تحقّق ندارد ؛ زيرا فقير در حالت خود فقر است ، پس بلاغت ايجاب نمود كه وعده روزى دادن به فرزندان مقدّم شود ؛ تا اين تقديم اشاره به اين معنى داشته باشد كه خداى - سبحانه - اوست كه پسران را روزى مىدهد ، و در نتيجه اين توهّم از ثروتمندان بر طرف مىشود كه با انفاق بر فرزندان ثروتمنديشان به فقر تبديل مىشود ، سپس آرامش را با وعده روزى دادن به ايشان پس از وعده روزى دادن به فرزندانشان كامل فرمود ؛ و اللّه اعلم .
باب مماثله « 3 »
و آن همانندى همه يا برخى از الفاظ كلام در وزن نه در قافيه است ، مانند قول خداى - تعالى :
« وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ النَّجْمُ الثَّاقِبُ ، إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ
« 4 »
»
پس كلمه طارق ، ثاقب ، حافظ ، در وزن و نه در حرف آخر با يكديگر مماثلت دارند ، و گفته شده : مماثلت ، همانندى الفاظ در معنى با اختلاف در لفظ است ، مانند قول ابو تمّام « 5 » ( البسيط ) :
هامش
( 1 ) - سورة الانعام ؛ 6 ، آيه 151 .
( 2 ) - سورة الاسراء ؛ 17 ، آيه 31 .
( 3 ) - منابع بحث اين باب : الصّناعتين ص 353 ، خزانة ابن حجّة ص 370 .
( 4 ) - سورة الطّارق ؛ 86 ، آيات 1 - 4 .
( 5 ) - ديوان او ، چاپ نومرو ، و اين بيت از قصيدهاى است كه اول آن چنين است :« السّيف اصدق انباء من الكتب ».