دو احتمال را به كار برد ، و ديگرى را فروگذارد ؛ درحالىكه مقصودش معنايى است كه فروگذارده نه معنايى كه به كار برده است .
و از آن باب است قول خداى - تعالى - :
« قالُوا تَاللَّهِ ، إِنَّكَ لَفِي ضَلالِكَ الْقَدِيمِ
« 1 »
»
، پس ببين كه « ضلال » در اينجا محتمل معناى « حبّ » و معناى ضدّ هدايت است ، و ملاحظه نما كه چگونه فرزندان يعقوب ( ع ) آن را در معناى ضدّ هدايت به كار بردهاند ، و آن را توريه از « حبّ » آوردهاند تا دانسته شود كه مقصود معنايى است كه فروگذاشتهاند نه معنايى كه به كار بردهاند .
و نيز از آن قبيل است قول خداى - تعالى -
« فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً
« 2 »
»
؛ بنا بر رأى كسى كه بدن را به معناى « درع » ( زره ) دانسته است كه « بدن » به معناى جسد و به معناى « درع » به كار مىرود ، و خداوند بنابراين تفسير ظاهرا بدن را در معناى جسم به كار برده و معناى درع را فروگذارده ، درحالىكه مراد حق همان معناى متروك ، نه معناى مستعمل است : كه همانا نجات فرعون يعنى خارج شدن او از دريا پس از هلاكت درحالىكه زره به تن دارد عجيبتر از خروج اوست درحالىكه مجرّد باشد .
و از جمله توريههاى ظريف قول خداى سبحانه :
« وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً »
، پس از سخن درباره يهود و نصارى است ؛ آنجا كه گفته است :
« وَ لَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ بِكُلِّ آيَةٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَ ما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ ما بَعْضُهُمْ بِتابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ
« 3 »
»
، چون خطاب به موسى ( ع ) از طرف غربى « طور » بود ، و يهود رو به آن سوى شدند ، و نصارى رو به مشرق آوردند ، و قبله اسلام در وسط آن دو قبله واقع شده بود و خداى - سبحانه و تعالى - گفت .
« وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً
« 4 »
»
، و درحالىكه كلمه « وسط » به معناى « خيار » ( برگزيده ) است ، ولى ظاهر لفظ ايهام معناى « توسّط » دارد به دليل اينكه قبله مسلمانان در وسط قرار گرفته - بنابراين ( با توجه به اين مقدّمات ) لفظ وسط ، مصداق توريه در كلام خداوند است ؛ زيرا « وسط » احتمال دو معنى دارد ، و چون مراد - و اللّه اعلم - يكى از آن دو معنى ، و آن معناى « خيار » نه معناى ديگر است ؛ بنابراين آن لفظ صلاحيّت دارد از مثالهاى باب توريه باشد ؛ و اللّه اعلم .
هامش
ص 226 ، التلخيص ، ص 248 ، الايضاح ، ص 39 ، خزانة ابن حجّة ، ص 239 ، الطّراز ، ج 3 ص 62 ، نهاية الارب ، زير نام « الابهام و التخييل » ، ج 7 ص 131 .
( 1 ) - سورة يوسف ؛ 12 ، آيه 96 .
( 2 ) - سورة يونس ؛ 10 ، آيه 92 .
( 3 ) - سورة البقرة ؛ 2 ، آيه 145 .
( 4 ) - سورة البقرة ؛ 2 ، آيه 143 .