باب ترشيح « 1 »
ترشيح آن است كه سخنور نوعى از انواع بديع را اراده كند ، و نتواند آن نوع بديع را بياورد مگر با آوردن چيزى كه سخن را براى آن نوع آماده سازد .
و از اين باب است قول خداى تعالى :
« اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ
« 2 »
»
؛ كه همانا لفظ « ربّك » ، لفظ « ربّه » را براى توريه آماده ساخته ؛ زيرا ممكن است مقصود از « ربّه » خداى - تعالى - باشد ، و ممكن است مقصود از آن ملك باشد ، و اگر به قول خداى :
« فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ »
بدون
« اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ »
اكتفا مىشد ، در آن صورت لفظ « ربّه » تنها بر « إله » دلالت مىكرد و جز بر « إله » دلالت نمىكرد ، و ليكن چون لفظ ربّك از پيش آمد ، و آن محتمل معنايى جز ملك نيست ، بنابراين لفظ ربّه براى دو معنى صلاحيّت يافت ، و همانا ترشيح براى استعاره ، در باب استعاره و براى مطابقة در باب طباق ، از پيش گذشت ، و بسيارى از ابواب بديع را ترشيح وارد مىشود . و اللّه اعلم .
باب استخدام « 3 »
استخدام آن است كه سخنور لفظى را بياورد كه داراى دو احتمال باشد ، آنگاه دو لفظ بياورد ، و آن لفظ ( اول ) در ميان آن دو لفظ قرار گيرد و هريك از آن دو لفظ يكى از دو وجه لفظ متوسّط را به كار گيرد « 6 » .
و از آن نوع است قول خداى تعالى :
« لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ
« 4 »
»
پس همانا لفظ كتاب ممكن است به معناى « امد محتوم » ( مدّت مقطوع ) باشد به دليل قول خداى تعالى :
« حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتابُ أَجَلَهُ
« 5 »
»
يعنى تا وقتى كه كتاب ( مدّت حتمى ) به أمد و اجل آن ( پايان آن )
هامش
( 1 ) - منابع بحث اين باب : اسرار البلاغة ص 257 - 262 ، و خزانة ابن حجّة ص 372 .
( 2 ) - سورة يوسف ؛ 12 ، آيه 42 .
( 3 ) - منابع بحث اين باب : « بديع ابن منقذ ص 42 ، التلخيص ص 248 ، الايضاح ص 42 با علم به اينكه در مفتاح بيان نداشته است ، خزانة ابن حجّة ص 52 ، حسن التوسّل ص 21 نهاية الارب ، ج 7 ص 143 .
( 4 ) - سورة الرّعد ؛ 13 ، آيه 38 - 39 .
( 5 ) - سورة البقرة ؛ 2 ، آيه 235 .
( 6 ) و استخدام را تفسير ديگرى باشد و آن اينكه از لفظ مشترك يكى از دو معنى اراده شود ، سپس از ضميرى كه به آن بر مىگردد معناى ديگر منظور گردد . . . ر ك : خزانة ابن حجّة ص 52 .