كن كه اوايل اين آيات از نظر لفظ و معنى مقتضى اواخر آنهاست ، و الفاظ و معانى با هم منسجم و متناسب است ؛ زيرا الفاظ مناسب و ملايم ، در مجاورت يكديگر واقع شده به سبب اينكه سخن از « حرث » سازگار با سخن از « زرع » است ، و بيان اهميّت اين معنى كه خداى - سبحانه آن را خاشاك قرار نداده ، سازگار با حصول بهرهمندى از زرع است ، و به اين آيه نظم دو آيه نظيرش قياس مىشود .
باب تسميط « 1 »
و آن عبارت از اين است كه سخنور مقاطع اجزاى كلام بيتى از شعر يا جملهاى از نثر مسجّع را بر « روىّ » اى قرار دهد كه مخالف روىّ قافيه شعر يا قرينه سجع باشد ، و مثال آن از شعر ، گفتار مروان بن ابى حفصه است ( طويل ) :
هم القوم إن قالوا أصابوا و إن دعوا * أجابوا و إن أعطوا أطابوا و أجزلوا « 2 »
اشتقاق تسميط از « سمط » مىباشد ، و آن بند گردن است ، و از آن روى تسميط ناميده شد كه مقاطع سجع اجزاى كلام بهمنزله دانه گردنبند فرض شد ، و قافيه بيت با سجع كلام يا فاصله آيه بهمنزله سمط كه دانههاى گردنبند را گرد مىآورد و به هم ربط مىدهد قرار داده شد .
و همانا در كتاب عزيز از آن باب آمده است قول خداى - تعالى - :
« وَ رَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْضٍ وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً
« 3 »
»
، كه اگر به سبب اين نبود كه مىخواستم وجه اشتقاق تسميه « تسميط » را روشن گردانم ؛ تا خواننده اين كتاب آنچه از باب تسميط در قرآن عزيز آمده بر آن قياس كند ، ( - اگر چنين ملاحظه نبود ) مىبايست آن آيه بر شاهد شعرى مقدّم شود .
باب توريه « 4 »
توريه توجيه هم ناميده مىشود ، و آن اين است كه لفظ محتمل دو معنى باشد و سخنور يكى از
هامش
( 1 ) - منابع بحث اين باب : الطراز ، ج 3 ص 97 ، نهاية الارب ، ج 7 ص 147 ، خزانة ابن حجّة ، ص 434 ، حسن التّوسل ، ص 73 .
( 2 ) - اين بيت در « الاغانى » ، ج 2 ص 6 چاپ دار الكتب المصريّة ، موجود است ، و آن جزء ابياتى است كه اوّل آنها اين است :« بنو مضر يوم اللّقاء كانّهم * اسود لها فى بطن خفّان اشبل »( 3 ) - سورة الاسراء ، 17 ، آيه 55 .
( 4 ) - منابع بحث اين باب : العمدة ، ج 1 ص 213 ، بديع ابن منقذ ص 31 ، روضة الفصاحة ص 16 ، المفتاح زير نام « الابهام »