و آنچه لازم است با فا معطوف گردد با فاء ، و آنچه واجب است با ثمّ عطف شود با ثم عطف شده ، و اين مطلب آشكار است . پس در اين آيه عجيبترين نوع « تفويف » واقع شده ، و آن تفويفى است كه مقاطع جملههاى آن همانند مىباشد ، زيرا اين نوع تفويف به ندرت تحقّق مىيابد ، و غالبا خلاف آن روى مىدهد ؛ زيرا تشابه مقاطع جملهها در وزن نه در قافيه لازم است . سپس ( بعد از تفويف در اين آيه ) مناسبت تامّ ، و صحّت تقسيم تحقّق يافته است ؛ زيرا نعمتهاى دنيوى و اخروى را - از قبيل آفريدن ، و راهنمايى كردن ، و غذا دادن ، و آب نوشانيدن ، و بيمار شدن ، و بهبود يافتن ، و مرگ ، و زندگى و ايمان به روز قيامت و آمرزش گناه - دربرگرفته است . و همانا بيمارى را به اين علّت از نعمتها به حساب آورد كه بيمارى - اگر بيمار توجّه كند متضمّن فوايد بسيارى - مانند پوشاندن گناهان ، و تحقق حسنات ، و ارتقاى درجات - است و سخن درباره مرگ چنان است ؛ زيرا آن راهى براى رسيدن به زندگانى جاويدان و نعمتهاى بىپايان است .
و در آيه دوم بعد از تفويف ، مطابقه ، و عكس و تبديل تحقّق يافته است .
و نمونهاى از تفويف متشكّل از جملههاى كوتاه ، در كلام فصيح تحقّق نيافته است .
باب تسهيم « 1 »
تسهيم آن است كه آغاز كلام دليل بر آخر و به عكس قسمت آخر دليل قسمت آغاز آن باشد .
و از آن نوع است در كتاب عزيز قول خداى - تعالى -
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ
« 2 » و قول خداى - تعالى -
« أَ فَرَأَيْتُمُ الْماءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ
« 3 »
»
تا آخر آيه ، و قول خداى - سبحانه -
« أَ فَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ
« 4 »
»
تا آخر آيه ، پس ملاحظه
هامش
( 1 ) - تسهيم از « البرد المسهّم » ( - جامه راهراه ) گرفته شده و آن جامهاى است كه يكى از نقشهاى راهراه آن بر نقش مجاورش دلالت مىكند ؛ زيرا رنگ آن مقتضى است كه رنگ مخصوصى پهلويش واقع شود كه با قبل و بعد آن يكسان باشد ، و گفته شده از « التسهيم » ( - نشانه رفتن ) گرفته شده و آن معنى همانندى نزديك به معناى اصطلاحى دارد ؛ زيرا متكلّم در فن تسهيم ، قسمت پيش از عجز كلام را به سوى عجز كلام هدايت مىكند .
منابع بحث اين باب : البيان و التبيين ، ج 1 ص 115 ، قواعد الشعر زير نام « الابيات المحجّله » ص 71 ، نقد الشعر زير نام « التوشيح » ص 99 ، الصناعتين ص 382 ، المثل السائر ص 296 ، العمدة ، ج 2 ص 260 ، سر الفصاحة ، زير نام « المعاظلة » ص 15 بديع ابن منقذ ص 64 ، خزانة ابن حجّة ص 374 ، الايضاح زير نام « الارصاد » ، ج 6 ص 25 ، نهاية الارب ، ج 7 ص 142 ، حسن التوسّل ص 21 .
( 2 ) - سورة الواقعه ، 56 ، آيات 63 - 65 .
( 3 ) - سورة الواقعة ، 56 ، آيه 68 .
( 4 ) - سورة الواقعة ؛ 56 ، آيه 71 .