تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
بر فنّ اشاره‌اى كه در قول خداى - تعالى - :
« إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ »
تحقّق يافته است ، زيرا تفسير « الحسنيين » در قول خداى - تعالى - :
« فَإِنْ كانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قالُوا أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَ إِنْ كانَ لِلْكافِرِينَ نَصِيبٌ قالُوا أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَ نَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ »
« 1 » و همانا در تعطّف آن آيه مقابله معنوى تحقّق يافته ، و در آن سخن در مظهر ايجاز حذف ظاهر شده است : زيرا مقتضاى بلاغت اين است كه تقدير نظم كلام چنين باشد : « قل هل تربّصون بنا الّا احدى الحسنيين ان يصيبنا اللّه به عذاب من عنده او بايديكم و نحن تتربّص بكم ان يصبكم اللّه به عذاب من عنده او بايدينا » پس در طلب ايجاز ، و به منظور اجتناب از تكرار و كثرت ، تفسير « احدى الحسنيين » از جمله اول حذف ، و تنها در جمله دوم درج گرديد . همان‌طور كه لفظ « الحسنيين » ، از جمله دوم در جست‌وجوى اختصار ، و اكتفا به تقدّم ذكر آن ، حذف گرديد . پس در اين آيه فنّ تعطّف ، و مقابله ، و ايجاز ، و تفسير ، و تجنيس ازدواج ، كه مقترن به تمكين است ، و تمكين كه مرشّح براى تجنيس ازدواج مىباشد ، تحقق يافته ، و در نتيجه در آن هشت نوع از انواع بديع كامل شده است . و نيز از اين باب است قول خداى تعالى :
« أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ »
« 2 » و قول خداى - سبحانه -
« وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ
« 3 »
»
.

باب تفويف « 4 »

تفويف « 5 » نزد صاحبان علم بيان آن است كه سخنور در كلام خود معانى مختلفى از قبيل مدح ، و وصف ، و نسيب ، و فنون ديگرى را كه متكلّم توليد مىكند بياورد ، و هر فنّى از فنون معنى در جمله‌اى تحقّق مىيابد كه از جمله‌هاى نظير خود با سجع « 6 » جدا مىشود به اينكه جمله‌ها در وزن با هم مساوىاند و تفويف در جمله‌هاى بلند ، و متوسّط ، و كوتاه رخ مىدهد . مثال تفويفى كه مركّب از جمله‌هاى طولانى مىباشد ، قول خداى - تعالى - از زبان خليل ( ع )
هامش
( 1 ) - سورة النساء ؛ 4 ، آيه 141 . ( 2 ) - سورة البقرة ؛ 2 ، آيه 40 . ( 3 ) - سورة الرّوم ؛ 30 ، آيه 7 . ( 4 ) - منابع بحث اين باب : التبيان زملكانى ص 137 ، الطراز ، ج 3 ص 84 ، نهاية الارب ، ج 7 ص 151 ، حسن التّوسل ص 70 . ( 5 ) وجه تسميه تفويف آن است كه سخنور جمله‌هاى معنى را در قافيه ، مخالف يكديگر قرار مىدهد ، مانند مخالفت ( نسبت خلاف ) سفيدى با ساير رنگها ، و فوف : سفيدى روى ناخن نوجوانان ، دانه سفيد داخل هسته و . . . است ، ر ك : « تحرير » ص 260 . ( 6 ) در متن تحرير « بالتجميع » آمده است .