سرقت نسبت داده شد درحالىكه مرتكب سرقت نشده بود ؛ بنابراين با تبديل فتحه به ضمّه و تشديد و كسره « راء » ، كلام را بروجه صحيح حمل كردهاند ؛ و اللّه اعلم .
باب موازنه « 1 » « با زاى نقطهدار »
و آن برقرار كردن مقايسه ميان معانيى با معانى ديگر است ؛ تا نظم سخن برتر از سخن فروتر بازشناخته شود ؛ مانند قول سموأل ( طويل ) :
و ننكر إن شئنا على النّاس قولهم * و لا ينكرون القول حين نقول « 2 »
پس هرگاه آن بيت را مقايسه كنى با قول خداى - سبحانه - :
« لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ »
« 3 » تفاوت ميان دو كلام بر تو آشكار مىشود ، و شاهدهاى اين باب بسيار است ، و آن يكى از وجوه اعجاز مىباشد ، و آن مقايسه قرآن با هر كلام متّصف به اعجاز است .
باب ترديد « 4 »
ترديد آن است كه متكلّم لفظى از كلام خود را به معنايى ارتباط دهد ، آنگاه همان لفظ را عينا تكرار نمايد ، و به معناى ديگرى مربوطش گرداند ، مانند قول خداى - تعالى - :
« حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ »
« 5 » پس اسم اوّل ( اللّه ) مضافاليه ، و اسم دوم
هامش
( 1 ) - منابع بحث اين باب : المثل السائر ص 169 ، التلخيص ( در پاورقى كتاب « التخليص » ذكر شده بود ، كه به قرينه شهرت كتاب التخليص و چون در موارد ديگر مصحّح به آن استناد جسته ظاهرا « التخليص » محرّف از التخليص است .
) ص 256 ، الايضاح ص 83 ، الطراز ، ج 3 ص 38 ، و ملاحظه مىشود كه موازنة در نظر ابن ابى الاصبع غير موازنهاى است كه صاحبان اين كتابها در نظر گرفتهاند ؛ زيرا مقصود ايشان آرايش لفظى است ، كه در آن وزن الفاظ فواصل كلام در نثر ، و وزن الفاظ صدر و عجز بيت در نظم متساوىاند ، و اين نوع موازنه در معادله ميان اجزاى كلام نه در مماثلت آنها نظير سجع است ، و ليكن مقصود ابن ابى الاصبع برقرار ساختن موازنه ميان كلامى با كلام ديگر است .
( 2 ) - ديوان الحماسة ، ج 1 ص 31 ، الصناعتين ص 405 .
( 3 ) - سورة الانبياء ؛ 21 ، آيه 23 .
( 4 ) - منابع بحث اين باب : العمدة ، ج 2 ص 2 ، بديع ابن منقذ ص 26 ، خزانة ابن حجّة ص 164 ، نهاية الارب ، ج 7 ص 141 ، الطراز ، ج 3 ص 82 ، حسن التوسّل ص 70 .
( 5 ) - « رسالاته » قرائت ورش است ، در باقى نسخهها « رسالته » است ، و آن قرائت حفص است ، ( سورة الانعام ؛ 6 ، آيه 124 )