تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
ايشان از جميع جهات بوده ، به‌طورىكه جلو روى پشت‌سر ، و پشت‌سر جلو روى واقع شده ، و گوينده از شنونده مستور گرديده ؛ زيرا پشت‌سر او قرار گرفته و اشاره از چشمانش پوشيده شده ، همان گونه كه گوش از شنيدن عبارت كر گرديده است . پس مبالغه كامل در نفى شنواندن ، تحقق يافت ، و اين كلام تمثيلى است كه با آن حال اين قوم بيان شده ، و در آن فن « ايغال » مندرج است ، و اين نوع ايغال « ايغال احتياط » ناميده مىشود ، و مبالغه آن ، متمّم مبالغه مندرج در ضمن آيه است ؛ و اللّه اعلم . ايغال دو ايغال است : ايغال احتياط كه شاهد آن گذشت ، و ايغال تخيير كه شاهد آن قول خداى - تعالى - است :
« أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ »
« 1 » زيرا معنى ، با قول او :
« وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً »
پايان يافته است ، و چون كلام نيازمند به فاصله‌اى بود كه مناسب قبل و بعدش باشد ، جمله
« لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ »
آمد درحالىكه مفيد معنايى است كه اگر آورده نمىشد ، از ما قبل آن حاصل نمىگشت ؛ و شرح آن ، از اين قرار است كه : جز آن‌كس كه يقين دارد ، كه خداوند يكتا ، حكيم و عادل است ، كسى نمىداند حكم خدا بهترين حكم است ، زيرا توحيد وى شريك در حكمى را كه مخصوص به او است ، و مخالف و معارضى ندارد نفى مىكند ، و با صفت حكمت وى ، معناى وضع شىء در موضع خود تحقّق مىيابد ، و در نتيجه ترس از اينكه حق را در جاى خود قرار ندهد ، بر طرف مىشود ، و صفت عدل جور در حكم را از او نفى مىكند . آنگاه خداوند از جمله
« لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ »
به گفتارش
« لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ »
عدول كرد ، تا حالت علمشان به پروردگارشان به صفت قطع و يقين اتّصاف پذيرد . اين ايغال بعد از « تعطف » اى آمده كه در قول خداى
« أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ »
و قول او :
« وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً »
تحقق يافته ؛ چون اندراج لفظ حكم در آغاز و انجام كلام « تعطف » است ، و آن با تجاهل عارف در
« أَ فَحُكْمَ »
كه استفهام از معلوم مىباشد ، همراه شده ؛ تا كلام با پرسش از امر معلوم در مظهر توبيخ ، و با جمله
« وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً »
در مظهر « انكار و تذييل » اى كه همراه با « مثل سائر » است ظاهر شود ؛ زيرا اين جمله شايستگى دارد براى هر رويداد شبيه رويداد مربوط به آيه ، مثل واقع شود ، پس در اين آيه كه ده كلمه است هفت نوع بديع حاصل شده ، و آن : تعطّف ، و تجاهل عارف ، و تذييل ، و مقارنة ، و تمثيل ، و تعليق ، و ابغال است ؛ و اللّه اعلم . اين باب ، آخرين بابهاى قدامه بود ، و از اينجا به بيان ابواب كسانى كه بعد از آن دو مرد - يعنى ابن معتزّ و قدامه - بوده‌اند آغاز مىكنيم :
هامش
( 1 ) - سورة المائدة ؛ 5 ، آيه 50 .