مىپذيرد ، و مشوّق به عبادت است ، و رشد عبارت از « دخل و تصرّف » بجا و نيكو در اموال است .
و مثل آن آيه است قول خداى - تعالى - :
« قالُوا رَبُّنا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ وَ ما عَلَيْنا إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ »
« 1 » كه سخن از رسالت ، زمينه را در آن كلام ، براى سخن از « بلاغ » و بيان ، فراهم ساخت .
و مانند قول خداى - سبحانه - :
قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ »
« 2 » ، كه سخن از دخول بهشت ، زمينه را براى مفهوم فاصله آيه فراهم آورد :
و اللّه اعلم .
باب توشيح « 3 »
آن باب از ابواب قدامة « 4 » است ، و آن عبارت از اين است كه در اوّل كلام معنايى باشد كه وقتى دانسته شود ؛ اگر كلام شعر است قافيه آن ، و اگر نثر است سجع آن معلوم مىگردد ، به شرط اينكه معناى متقدّم در لفظ خود ، از جنس معناى قافيه يا سجع در لفظ خود ، و يا از جنس لوازم لفظ قافيه يا سجع باشد .
و از اين باب است در كتاب عزيز قول خداى - تعالى - :
« إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ »
« 5 » كه همانا از معناى گزينش افراد مذكور در آيه ، فاصله آن دانسته مىشود ، زيرا افراد مذكور ، صنفى از اصناف « عالمين » هستند .
و مانند قول خداى - تعالى - :
« وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ
« 6 »
»
، پس هركس حافظ اين سوره و متوجّه باشد كه آخر آيات نون مقرون به « ردف « 7 » » است ، و در آغاز آيه ،
هامش
( 1 ) - سورة يس ؛ 36 ، آيه 16 - 17 .
( 2 ) - سورة يس ؛ 36 ، آيه 26 - 27 .
( 3 ) - منابع بحث اين باب : البيان و التبيين ، زير عنوان « الارصاد » ، ج 1 ص 115 ، و قواعد الشعر ص 71 ، و نقد الشعر ص 99 ، و الصّناعتين ص 382 ، و سرّ الفصاحة در بحث از « المعاظلة » ص 153 ، و بديع ابن منقذ ص 45 ، و المثل السائر ص 465 ، و الطّراز ج 3 ص 7 ، و خزانة ابن حجّة ص 100 ، و حسن التّوسّل ص 68 ، و نهاية الارب ، ج 7 ص 137 ، و الايضاح ، تحت عنوان « الارصاد » .
( 4 ) - نقد الشعر او ص 63 .
( 5 ) - سورة ال عمران ؛ 3 ، آيه 33 .
( 6 ) - سورة يس ؛ 36 ، آيه 37 .
( 7 ) ردف عبارت از حرف لينى ( واو ، الف ، يا ) است كه پيش از روى در ابيات قصيده واقع مىشود ر ك : العروض و موسيقى الشعر ص 118 .