تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣

باب ائتلاف فاصله با مدلول بخشهاى ديگر كلام « 1 »

و آن از ابتكارات قدامه « 2 » است ، و دانشمندان بعد از او آن را تمكين ناميده‌اند و آن عبارت از اين است كه نثرپرداز براى ايجاد سجع در بخشى از كلامش ، و شاعر براى قافيه بيت شعرش ، زمينه‌اى فراهم آورد كه قافيه در مكان خود جاى گيرد و در قرارگاه خود استقرار يابد و ( در جاى خود « 5 » ) آرامش يابد و نامأنوس و پريشان نباشد ، معناى آن به معناى همه بيت ارتباط كامل داشته باشد به‌طورىكه اگر از بيت حذف شود ، معناى بيت خلل يابد ، و مفهوم آن مشوّش گردد . و استقرار قافيه در مكان خود نبايد به مفهوم تكرار لفظ آن در آغاز صدر بيت يا در لابلاى آن و نه به مفهوم تكرار معناى دالّ بر آن « 6 » باشد ، و نه معنايى را زائد بر معناى بيت بيان نمايد كه صورت اول « تصدير » و صورت دوم « توشيح » و صورت سوم « ايغال » است ، و اصطلاحا هيچ‌يك از آن حالات تمكين ناميده نمىشود ، و هيچ‌يك از « مقاطع » آيات كتاب عزيز ، از يكى از اين اقسام چهارگانه خالى نيست ، و به همين سبب مقاطع آيات ، فاصله « 3 » ، نه سجع ، و نه قافيه نام مىگيرد ؛ زيرا قافيه مخصوص به حرف آخر شعر و سجع مخصوص به الفاظ نامأنوس با معناى كلام ، و مأخوذ از « سجع الطائر » است . از جمله آيات قرآن كه بر اين باب ؛ كه باب تمكين است ، آمده ، قول خداى - تعالى - است :
« قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ »
« 4 » پس همانا سخن از « عبادت » و « تصرّف در اموال » در صدر آيه اقتضا كرد كه از حلم و رشد سخن به ميان آيد ؛ زيرا حلم عقلى است كه به سبب آن تكليف به عبادت صحّت
هامش
( 1 ) - اين نامگذارى در نسخه اصل « د » ، « ت » ، « س » به اين لفظ وارد شده ، در نسخه « ا » و « ب » عنوان « باب ائتلاف القافية مع ما يدلّ عليه سائر البيت » ضبط شده ، و با آنچه در مقامش هستيم كه سخن از بديع قرآن است مخالف مىباشد ، اين نامگذارى از كتاب تحرير التحبير است كه درباره بديع كلام اعم از شعر و نثر بحث مىكند . ( 2 ) - نقد الشعر او ص 62 . ( 5 ) عبارت ميان دو هلال ترجمه « موضعها » است . كه از « تحرير » ( همين باب ص 224 ) ترجمه شد ، بجاى آن در متن كتاب « موضوعها » است كه با سياق كلام مناسبت ندارد . ( 6 ) دنبال علامت ستاره در متن « تحرير » ( همين باب ص 224 ) عبارت : « فى اوّل الصدر » افزوده شده كه ظاهرا براى تكميل معناى توشيح لازم است . ( 3 ) - از اين عبارت مؤلّف ، نفى سجع از قرآن فهميده مىشود ، وى اين رأى را در باب تسجيع با آوردن شواهدى از تسجيع در قرآن ، نقض كرده است ، تأمل كن ! ( 4 ) - سورة هود ؛ 11 ، آيه 87 .