تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥

فصل اوّل

مقدّمه [ در تعريف و تاريخ علم بديع و معرفى بديع القرآن ] كلمه بديع معانى لغوى و فنّى آن در تاريخ بلاغت عربى

- 1 -

در اين بخش از مقدّمه بر آنيم كه لفظ « بديع » را در خلال سير آن در تاريخ بلاغت عربى پىجويى كنيم . و با آن كلمه نزد نشانه‌هاى مهمّ مفاهيم آن بازايستيم ، تا به وضع موجود علمى و اصطلاحى آن برسيم . ( دربارهء كلمه بديع ) در مهم‌ترين فرهنگهاى عربى آمده است : بدع الشّىء يبدعه بدعا ؛ به معناى : ايجاد كرد چيزى را و ايجاد مىكند آن را . ايجاد كردنى ، و « ابتدعه » به معناى : آن را آفريد . بدع الرّكيّة ؛ به معناى : چاه را كشف و احداث كرده . « ركىّ بديع » چاه تازه حفرشده . « البديع و البدع » : چيزى كه نخست تحقّق يابد . « البدعة » پديده و هر امر پديدآورده‌شده . « البديع » چيز تازه پديد آمده عجيب ، و « البديع » به معناى « مبدع » به معناى پديدآورنده . « و ابدعت الشىء » : چيزى را بدون نمونه اختراع كردم . « و سقاء بديع » : مشك تازه ، و همچنان « زمام بديع » : افسار نو . « ابن الاعرابى » در مورد استعمال « بديع » به معناى « مشك تازه » اين شعر را از ابو محمّد الفقعسى شاهد آورده است :