قدردانى مىكند .
و وجه ديگر ، اين است كه همانطور كه گفتيم ، تصحيح نصوص به معناى مهيّا - كردن آن نصوص براى بررسى است از هر نوع كه باشد . گاهى اين نصوص همانطور كه هست ، از آنها استفاده مىشود ، و به همان صورت ، نيز براى هميشه سودمند باقى مىماند . و گاهى وسيلهاى براى نوآورى قرار مىگيرد ، و آن هنگامى است كه بايد از آنها بهرهبردارى شود ، يا مطالب آنها مورد انتقاد قرار گيرد . بههرحال چه اين باشد و چه آن ، متون حلقهاى از حلقههاى زندگى عقلانى است كه صحيح نيست فراموش شود ، و به حق جزئى از آينده ما نيز مىباشد كه كدام تازهاى است كه كهنهاى ندارد .
- 6 -
منابع اين رساله عبارت است از : نسخههاى خطّى و عكسى كه در آغاز بخش اوّل ( تصحيح ) معرّفى و روش استفاده از آنها را بيان كردم ، و منابع به اعتقاد من عبارت از آن دسته از مستنداتى است كه موضوع اصلى مورد بحث را در بر مىگيرد ، و با همان خصوصيّت ، از ساير مراجعى كه براى تكميل تصحيح ، و يا نگاشتن نكات قابل ملاحظه توضيحى و تبيينى به آنها توسّل مىجويم ، مشخّص مىشود .
كتابهاى مورد مراجعه بسيارند ، و من آنها را در بخش اوّل و در حواشى آن ثبت كردم ، تا راهنماى پژوهشگران و اهل بررسى باشد .
و پيش از آن كه قلم را به زمين گذارم ، بر خود لازم مىبينم كه سپاس بزرگ خود را به دو استاد نامى بزرگوار خود - كه مرا در اثناى تهيّهء اين رساله بزرگوارانه راهنمايى كردند - تقديم نمايم ، آن دو استاد : استاد احمد الشائب ، و استاد عبد السّلام هارون هستند ، و چون مىدانستم كه ايشان تعريف و تمجيد را خوش ندارند ، و هر كمكى را كه در حقّ دانشپژوهان روا دارند ، براى خوشنودى خداست ، ازاينرو دوست داشتم كه با لب فروبستن از درود و ستايش و سپاس ايشان كه بر من واجب بود ، خوشنوديشان فراهم شود ، و بهترين پاداش را برايشان از سوى خودم و از سوى علم ، به خداوند كريم واگذار مىكنم .
و ستايش مر خدا راست ، در آغاز و فرجام
حفنى محمّد شرف