تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
است - بخشى را به آن اختصاص دادم ، و روش خود را در آن بيان داشتم ، و سخن آن بخش را اينجا تكرار نمىكنم ؛ جز اين كه دوست دارم بگويم هدفم دربارهء اين كتاب ، تصحيح متن نه چيز ديگر است . امّا موضوع بررسى تاريخى و انتقادى كتاب و مطالب آن ، و ارائه پيشنهادها ، فرصت ديگرى مىخواهد كه اميدوارم در فرصتهاى بعد ، توفيق آن را بيابم . 2 - امّا در مورد معرّفى ، معرّفى كتاب پس از اين مقدّمه به استقبالت مىآيد و آن زمينه‌اى است براى كسانى كه مىخواهند اين كتاب را مطالعه كنند ، يا دست به كار بررسى آن شوند ، به همين سبب ، مطالب آن را در سه فصل آوردم : فصل اوّل : دربارهء تاريخ كلمهء « بديع » و تحوّل معانى آن تا معناى مصطلح معروف عصر حاضر . فصل دوم : دربارهء تاريخ « بديع القرآن » و اشاره سريع به كتابهاى باارزشى كه دربارهء آن تأليف شده است . منظور از اين دو فصل ارزيابى علمى بديع القرآن ابن ابى الاصبع ، و تعيين موقعيّت علمى ، و زمانى كتاب ابن ابى الاصبع در ميان كتابهاى مهمّى است كه دربارهء علم بديع القرآن تأليف شده است . فصل سوم دربارهء معرفى خود مؤلّف ، و عصر او و زندگانى و آثار علمى اوست ؛ كه همه اين مطالب به اختصار مناسب مقام سخن ، بيان شده ؛ زيرا هدف ، تصحيح متن كتاب است . و به آن ترتيب ، روش اين رساله را در هر دو بخش آن : تصحيح و معرّفى ، بيان داشته‌ام .

- 5 -

و از مطالبى كه اينجا ، بيان شد ، هدف اين رساله روشن است ، زيرا تنها حق و احترام مقام علم ، از ما مىخواهد كه از متون علمى ، تصحيحى علمى به عمل آوريم ، به گونه‌اى كه آن نصوص را سالم و بىعيب آشكار سازد ، و چه‌بسا كه اين متون ادبى تصحيح‌شده مهم‌ترين عنصر جنبه ادبى تمدّن ما باشد ؛ زيرا با آن كار ، حقّ مؤلّفان آن كتابها ، و حقّ تاريخ ادبى گذشته ، و حقّ تاريخ علمى معاصر برگزار مىشود ، تاريخى كه مژده‌دهندهء بيدارى علميى است كه از گذشتهء بزرگ شايسته بقايش