از هوشيارى خالى و مانند دلهاى چارپايان است ، و به آن سبب خداى - سبحانه - گفته :
« إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ
« 1 »
»
.
و از اين باب است آنچه سخنور در قالب « مثل سائر » بيرون مىآورد و به آن در وقايع مختلف مثل زده مىشود ؛ مانند : قول خداى - تعالى - :
« لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ كاشِفَةٌ »
« 2 » ، و مانند قول خداى - عزّ و جلّ :
« صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ
« 3 »
»
، و مانند قول خداى - سبحانه - :
« إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها
« 4 »
»
و بسيارى از اين آيات .
و همانا : جميع امثال كتاب عزيز را به ترتيب سورهها استقصا كرده ، و آنها را به ترتيب حروف الفبا باببندى نمودم و در كتابى بزرگ آوردم ، و در آن كتاب به دنبال امثال قرآن ، امثال ديوانهاى ششگانه حديث : بخارى ، مسلم ، موطّأ ، ترمذى ، نسائى ، سنن ابى داود را نيز به ترتيب حروف معجم قرار دادم ، و امثال : اشعار ششگانه ، و امثال حماسه ، و امثال تكقصيدههاى عرب ، مانند : لاميّة العرب « 5 » ، و قصيدهء سويد « 6 » بن ابى كاهل ، و مرثيه ابى ذويب ، « 7 » و مقصوره ابن
هامش
( 1 ) - سورة الفرقان ؛ 25 ، آيه 144 .
( 2 ) - سورة النجم ؛ 53 ، آيه 58 .
( 3 ) - سورة النمل ؛ 27 ، آيه 88 .
( 4 ) - سورة الاسراء ؛ 17 ، آيه 7 .
( 5 ) - لاميّة العرب قصيدهاى است در حكمتها و ادب تأليف شمس پسر مالك - معروف به الشّنفرى - و مالك پسر الاوس پسر الحجر پسر الهنو پسر الازد پسر الغوث پسر قهم پسر عمرو پسر قيس پسر غيلان پسر مفرّج پسر عوف پسر ميدعان پسر مالك پسر الازد است ، و الشّنفرى لقب او مىباشد ، و اوّل قصيده اين است ( طويل ) :« اقيموا بنى امّى صدور مطيّكم * فانى الى قوم سواكم لاميل »اين قصيده در « الجوائب » سال 1300 ه . ، و در مصر ، سال 1324 ه . ، و در « الموساعات » مصر ، سال 1319 ه . ، و در لندن ، سال 1896 م ، و در پاريس ، سال 1806 م . چاپ شده است و آن همراه با ترجمههايى به زبان كشورهاى محل چاپ مىباشد . و در « المجلّة الالمانيّة الشرقيّة » سال 1853 م . به چاپ رسيده است ، و تعداد ابيات آن 68 بيت مىباشد .
( 6 ) - سويد بن ابى كاهل اليشكرى ، از طايفه بنى حارثة بن حسل بن مالك بن عبد سعد بن جسم بن ذبيان بن كنانة بن يشكر ابن وائل بن قاسط بن هنب بن افصى بن دعمى بن جديلة بن اسد بن ربيعة بن نزار است ، و آن قصيده وى اعجاب اصمعى را برمىانگيخت ، همچنان كه عرب آن را برترى مىداد و مقدم مىداشت و از حكمتهاى خود مىشمرد و در عصر جاهلى « يتيمة » ناميده مىشد ، و آغاز آن اين است : ( رمل ) :« بسطت رابعة الحبل لنا * فوصلنا الحبل منها ما اتّسع »الاغانى ، ج 13 ص 102 چاپ دار الكتب المصريّة ، و نصّ آن همراه با شرح كاملش در « المفضّليّات » چاپ بيروت سال 1920 م . وارد شده است . و تعداد ابيات آن 108 بيت است .
( 7 ) - ابو ذؤيب هذلى ، او خويلد بن خالد بن زيد بن مخزوم بن صاهلة بن كاهل أخو بنى مازن بن معاوية بن تميم بن سعد بن هذيل بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار است ، وى در دو عصر جاهلى و اسلامى مىزيسته ، و آن مرثيهاش در ديوان الهذليّين ( ج 1 ص 1 ، ) چاپ دار الكتب المصريّة سال 1364 ه / سال 1945 م . ) ضمن شعر وى موجود است ، همچنانكه در « شرح المفضّليّات » تأليف الانبارى ( چاپ بيروت ، سال 1920 ) موجود است ، اوّل آن قصيده ، اين بيت است : ( كامل )أ من المنون و ريبها أتوجّع * و الدّهر ليس بمعتب من يجزعو تعداد ابيات آن 68 بيت است .