يافته ، در عباراتى نه بيش از معنى و نه كمتر از آن آورده است .
اگر گفته شود : « كلمهء القوم » ، زايد و مانع از وصف آيه به مساوات است ، زيرا اگر از كلام افكنده و گفته شود : « و قيل بعداً للظالمين » ( معناى ) كلام بدون آن پايدار است .
در جواب گويم : « كلام از لفظ قوم بىنياز نيست ؛ چون خداى - سبحانه - در آغاز داستان گفته :
« وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ
« 1 »
»
( و بعد از آن « 5 » ) گفت :
« وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ »
« 2 » ، لفظ قوم در آخر داستان با اتّصاف به صفت ظلم آمد تا عجز كلام به صدر آن بازگردد ، و دانسته شود قومى كه به طوفان هلاك شدند ، همان كسانى بودند كه نوح ( ع ) را به باد استهزا گرفتند ، پس آنان سزاوار عذابند ؛ و در نتيجه ، شخص سست ( خردى ) توهم نكند طوفان به وصف فراگيرى و شمولش بسا افرادى كه مستحق هلاكت نبودند به هلاكت رسانيده است ، لذا خداى - سبحانه و تعالى - خبر داد كه همه هلاكشدگان ، همان كسانى هستند كه ( در آيات پيش ) از ايشان و استهزايشان به پيامبر - كه به آن سزاوار هلاكت شدند - سخن به ميان آمد ، و همان كسانى هستند كه خداوند ايشان را به صفت ظلم موصوف گردانيد ، و به پيامبرش وعده داد كه غرقشان كند ، و او را از سخن گفتن با وى درباره ايشان نهى فرمود ؛ تا در نتيجه آن احتمال بر طرف شود ، و دانسته شود كه خداى - سبحانه - به وعدهاى كه به پيامبرش داد عمل كرد ، و قوم ستمكارى را كه قبلا از ايشان و وصفشان سخن به ميان آورد و وعده داد كه غرقشان كند ، به هلاكت رسانيد ؛ و اللّه اعلم .
و بدان - همانطوركه گفته شده - بلاغت دو قسم است : ايجاز بدون اخلال ، و اطاله كلام بدون ايجاد ملال . و مساوات در هر دو قسم معتبر است .
و از نوع بلاغت ايجازى كه موصوف به وصف مساوات مىباشد ، قول خداى تعالى است :
« وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ »
« 3 » پس همانا معناى اين جمله در قول خداى تعالى :
« وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً »
« 4 » آمده است ، و ليكن كلام اول موصوف به
هامش
( 1 ) - سوره هود ؛ 11 ، آيهء 38 .
( 5 ) قسمت ميان دو هلال ترجمه عبارت متن « بعد ذلك » است ، و ليكن در اينجا بايد اشتباهى روى داده باشد ؛ زيرا آيه دوم در قرآن كريم قبل از آيه اوّل است ، بنابراين يا عبارت بعد ذلك تحريف از « قبل ذلك » است ، يا در نقل دو آيه تقديم و تأخير روى داده است .
( 2 ) - سورهء هود ؛ 11 ، آيه 37 .
( 3 ) - سورة البقرة ؛ 2 ، آيه 179 .
( 4 ) - سورة الاسراء ؛ 17 ، آيه 33 .