تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
حيوانات را در مرتبه دوم قرار داده ، تا نام بردن از آن ، مستلزم نام ساير حيوانات باشد ، آنگاه خداوند ، مخلوقاتى كه آدميان از آن آگاهى ندارند ، در مرتبه سوم آورده و در نتيجه از خصوص به عموم انتقال يافت تا ( هرآنچه « 2 » ) علم به آن مختصّ خالق - سبحانه و تعالى - است از نوع مواليد سه‌گانه ، از قبيل : نبات ، و حيوانات ، و جمادات مجهول ، و ساير مخلوقات از جنس هر موجودى جز خداى - سبحانه - در تحت عموم آن داخل گردد . پس ارتقا در نظم كلام به روش فصاحت ، و بر اسلوب بلاغت ، حاصل شده و فاصله آيه در نهايت « تمكين » آمده است ، و به همين سبب ، اين آيه صلاحيت دارد براى بابهاى : تفسير ، و تقسيم ، و تهذيب ، شاهد باشد ، و از آن جهت به اين باب اختصاص داده شد كه اين باب نخستين فن بديعى است كه در آن ياد شده و ساير معانى بديعى آيه ، از آن منشعب شده است ؛ و اللّه اعلم .

باب ائتلاف لفظ با معنى « 1 »

خلاصه تفسير اين نامگذارى اين است كه الفاظ معنى مقصود برخى سازگار با برخى ديگر باشد ، و ميان آنها لفظى گريزان از الفاظ مربوطش و غير مناسب با مقامى كه دارد نباشد ، و همه كلمات آن متّصف به حسن جوار باشد ؛ به‌طورىكه هرگاه معنى غريب و اصيل است ، الفاظ آن هم غريب و اصيل ، و هرگاه معنى مولّد است ، الفاظ آن مولّد ، ( نوظهور ) و هر زمان معنى متوسّط است ، الفاظ آن ، هم متوسّط ، و وقتى معنى غريب است ، الفاظ غريب ، و هنگامى كه معنى متداول است ، الفاظ معروف و متداول و موقعى كه بينا بين غرابت و تداول استعمال است ، معنى نيز چنان باشد . و از مثالهاى اين باب است قول خداى - تعالى - :
« قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً »
« 3 » پس چون خداى - سبحانه - سوگندى به كار برد كه نسبت به ساير ادوات قسم غريب‌ترين آنهاست - زيرا استعمال « تا » كمتر و از ذهنها دور تر ، و « با » و « واو » نزد عموم معروف‌تر و آخرى بيشتر بر سر زبانهاست - لذا از ميان افعالى كه « رفع » به « اسم » و نصب به « خبر » مىدهند ( افعال ناقصه ) نادرترين آنها را آورد ؛ زيرا « كان » و افعال قريب المعنى به آن ، نزد عموم معروف‌تر از « تفتأ »
هامش
( 2 ) عبارت متن « كما » ( - چنان كه ) بود كه در سياق عبارت معنى مناسبى نداشت مترجم آن را تصحيف از « كلّ ما » دانست ، و همين وجه صحيح را در ترجمه متن قرار داد . ( 1 ) - منابع بحث اين باب : نقد الشعر ص 55 ، الطراز ، ج 3 ص 144 ، خزانة ابن حجّة ص 437 ، انوار الربيع ابن معصوم ص 783 . ( 3 ) - سورة يوسف ؛ 12 ، آيه 85 .