تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
چنان كه برخى از واصفان ، يكى از سخنوران بليغ را وصف كرده و گفته است : « كلماتش قالبهايى براى معانى او است » ، و از اين قبيل وصف است قول ذو الرّمة : ( طويل )
« لها بشر مثل الحرير و منطق * رخيم الحواشى لا هراء و لا نزر « 1 » »
و اين شعر ذو الرّمة مأخوذ از كلام « هند بن ابى هالة » در وصف كلام پيامبر خدا ( ص ) است كه : « سخن پيامبر سخنى حق و جداكننده حق از باطل است ، نه زيادى دارد و نه كمبود » ، و امّ معبد در وصف سخن پيامبر ( ص ) گفته است : « نه كم است و نه زيادى دارد ، گويا بيان او مهره‌هايى است به رشته درآمده كه سرازير مىشود ، و معظم آيات كتاب عزيز به وصف مساوات متّصف است ، و آيه‌اى كه خارج از اين باب باشد نيامده بجز آياتى كه در آن فنّ تذييل ، يا تتميم ، يا تكميل تحقّق يافته ، يا در فواصل آن فنّ ايغال واقع شده ، يا معانى آن متّصف به بسط و اطناب ، يا نظم آن به منظور اظهار اعجاز بر ايجاز بنا نهاده شده است . و از اين باب است قول خداى - تعالى - :
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ »
« 2 » معناى مراد اين آيه - و اللّه اعلم - اين است كه خداى - سبحانه - اراده كرد كه به همه خوبيهاى نجات‌بخش ستوده امر ، و از همه زشتيهاى هلاكت‌بار نكوهيده نهى كند ، پس اين معنى را در لفظى مساوى و قالبى به اندازه ، و صورتى برابر آن معنى كه نه زيادى و نه كمبود دارد ، ظاهر كرده است ، و دليل آن مطلب ، اين است كه هر لفظى از الفاظ آيه را حذف كنى ، قسمتى از معنى ، آشكارا خلل مىيابد ، و به صورتى ظاهر ، ناقص مىشود ، و همين‌طور ، اگر لفظى به الفاظش افزوده شود ، ( همان رخنه‌اى با افزودن آن لفظ حاصل مىشود كه هنگام نقص كلمه‌اى از كلماتش حاصل مىشد « 4 » ، ) و مساوات را جز اين ، معنايى نيست . و نيز از اين باب است قول خداى - تعالى - :
« وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ »
« 3 » ، پس همانا خداى - سبحانه و تعالى - اراده كرد كه اين قصّه را در كوتاه‌ترين و بليغ‌ترين لفظ بيان كند ، لذا آن را همان گونه كه ملاحظه مىكنى ، با الفاظ و جمله‌هايى كه به ترتيب وقوع ( معانى آن جمله‌ها ) نظم
هامش
( 1 ) - ديوان او ، ص 202 ، چاپ اروپا . ( 2 ) - سورة النحل ؛ 16 ، آيه 90 . ( 4 ) قسمت ميان دو هلال ، ترجمه اين عبارت است : « . . . حصل من الاختلال بالزيادة ما حصل منها عند النقص » ، و واضح است كه ضمير « منها » چون راجع به « الاختلال » مىباشد بايد « منه » باشد . ( 3 ) - سورة هود ؛ 11 ، آيهء 44 .