تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
است ، و عموم مردم « كان » و افعال قريب المعنى به آن را بيشتر از فعل « تفتأ » به كار مىبرند . و همچنين لفظ « حرضا » از همه الفاظى كه مفيد معناى « هلاكت » مىباشد ، نادرتر است ، پس رعايت جايگزينى الفاظ در نظم كلام ، ايجاب كرد - به منظور ايجاد حسن جوار و رغبت در ائتلاف معانى با الفاظ ، و براى اينكه الفاظ در مواضع خود متعادل و در سازمان كلام متناسب باشد - هر كلمه با كلمه‌اى كه در غرابت يا تداول استعمال هم‌جنس آن است ، مجاور گردد . آيا نمىبينى كه خداى عزّ و جلّ در جاى ديگر گفته است :
« وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ »
« 1 » كه چون همه الفاظى كه در اين كلام نزديك قسم واقع شده ، متداول و مستعمل است ، لذا در آن ، لفظ غريبى به كار نرفته كه محتاج به مجاورت لفظ غريبى هم‌جنس خود باشد . و از اين باب است قول خداى - تعالى - :
« وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ »
« 2 » ، چون اعتماد به ظالم پايين‌تر از ستم ستمكار است ؛ لذا لازم شد كيفر وى ، كمتر از كيفر ستمكار باشد ، و تماس آتش در حقيقت پايين‌تر از « سوزاندن » آتش است ؛ به همين جهت خداى - عزّ و جلّ - از گفتار : « و لا تركنوا الى الّذين ظلموا فتدخلوا النّار » عدول كرد ، زيرا دخول در آتش ، احتمال سوزش دارد ، و كلمه « مسّ » را برگزيد تا با استعمال آن به ميزان كيفرى كه مقتضاى اعتماد به ستمكار است ، اشاره كند و ميان كيفرى كه ظالم شايسته آن است ، و كيفرى كه متّكى به او مستحقّ است ، فرق گذاشت هرچند گاهى از اطلاق « مسّ نار » احراق اراده مىشود ؛ و ليكن اين اطلاق مجازى است ، و معناى حقيقى آن است كه ما گفتيم ، زيرا حقيقت معنى مسّ ، نخستين برخورد جسم با حرارت آتش است ، و هرگاه لفظ داراى چند احتمال باشد به آن معنايى بازگردانيده مىشود كه قراين بر آن دلالت دارد ، و ائتلاف در اين آيه معنوى و ائتلاف آيه قبلى لفظى است ؛ و اللّه اعلم .

باب مساوات « 3 »

و آن باب را قدامه « 4 » از باب پيشين منشعب نموده است ؛ و مساوات آن است كه لفظ با معنى مساوى ، نه از آن زيادتر و نه كمتر باشد ، و آن از بزرگترين ابواب بلاغت ، بلكه خود بلاغت است ،
هامش
( 1 ) - سورة فاطر ؛ 35 ، آيه 42 . ( 2 ) - سورة هود ؛ 11 ، آيه 113 . ( 3 ) - منابع بحث اين باب : البيان و التبيين ، ج 1 ص 97 ، نقد الشعر ص 89 ، الصناعتين ص 179 ، بديع ابن منقذ ص 79 ، التبيان زملكانى ص 132 ، الايضاح ، ج 3 ص 300 ، خزانة ابن حجة ص 459 . ( 4 ) - نقد الشعر او ، ص 55 .