و مثال تفسيرى كه بعد از جار و مجرور آمده ، قول خداى - تعالى - است :
« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ
« 1 »
»
. و مثل اين مورد است قول خداى - تعالى - :
« وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى رِجْلَيْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى أَرْبَعٍ »
« 2 » پس خداوند - جايى كه گفته :
« كُلَّ دَابَّةٍ -
جنس اعلا را مقدّم داشته است . و آن جنس ، همه اجناس مخلوقى كه مىزيد و مىميرد ، فراپوشيده است ، سپس جايى كه گفته است :
« فَمِنْهُمْ . . .
وَ مِنْهُمْ »
جنس اعلا را با اجناس متوسّط و انواع ، تفسير كرده ، و در اين تفسير ، ترتيب را مورد توجّه قرار داده است ؛ زيرا راهروندگان بدون وسيله ( دست و پا ) مقدّم شده است ؛ زيرا آيه در مقام بيان قدرت و ستايش حق به قدرتمندى ، و شگفت شنونده از آن قدرت است ، و حيوانى كه بدون وسيله راه مىرود ، تعجّبآورتر از حيوانى است كه با وسيله راه مىرود ؛ ازآنجهت بلاغت مقتضى تقديم آن نوع بود ( سپس انواع حيوان را به ترتيب افضليت ، در مرتبه دوم قرار داد ؛ پس نام نوعى كه بر دو پا راه مىرود - كه آن انسان و پرنده باشد - به بيان آورد « 4 » ) ؛ زيرا انسان خلقتى تام و حسن صورت و هيئتى كامل دارد كه موجب اختصاص وى به عقل است ، و پرنده داراى قدرت عجيب پرواز در هواست ، و آن صفت طيران با وجودى كه پرنده موجودى زمينى و سنگين است ، نشانه نهايت چابكى و چالاكى آن است . ( و ازآنجهت ) حيواناتى كه بر بيشتر از چهاردستوپا راه مىروند ، در مرتبه سوم قرار داد كه آن از نيرومندترين و نيكوترين انواع بهايم است ، و نام آن بر نام حيواناتى از جنس حشرات كه بر بيشتر از چهاردستوپا راه مىروند غلبه داده شد . بنابراين ، اين آيه همه اقسام حيوانات را با نيكوترين ترتيب فراپوشيده ، در حالى كه صحّت تقسيم و ترتيب را به صحّت تفسير مقرون گردانيد ، علاوه بر فنونى از قبيل :
اشاره ، و ائتلاف و حسن نسق كه اين كلمات كه جزئى از يك آيه است ، در بر گرفت .
و از اين باب است قول خداى - تعالى - :
« سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ »
« 3 » ، پس صحّت تفسير در اين آيه ، قرين صحّت تقسيم آمده است ، و در آن ترتيب و تهذيب داخل شده و با تحقق ترتيب ، ائتلاف به دست آمده است ؛ زيرا خداى - سبحانه - روييدنى را مقدّم داشته ، و به روش بلاغت مقبول در تركيب كلام به نوع اعلا انتقال يافته ، و اشرف
هامش
( 1 ) - سورة الفاطر ؛ 35 ، آيه 32 .
( 2 ) - سورة النور ؛ 24 ، آيه 45 .
( 4 ) متن ترجمه ميان دو هلال چنين است : « ثمّ ثنّى بالافضل فالافضل فاتى بما يمشى على رجلين . . . » به نظر مترجم مناسبتر اين بود كه عبارت چنين باشد : « ثم اتى بالافضل فالافضل فثنّى بما يمشى على رجلين . . . » .
( 3 ) - سورة يس ؛ 36 ، آيه 36 .