تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
كلام آيه اقسام چندى از محاسن دست داده است . آيا نمىبينى كه خداى - سبحانه - علّت وجود شب و روز را - با به كار بردن لام تعليل ، آنجا كه گفته :
« لِتَسْكُنُوا
وَ لِتَبْتَغُوا »
- تحقّق منافع انسان قرار داده است ، پس اين كلمات فنون بديعى : مقابله ، و تعليل ، و اشاره ، و ارداف ، و ائتلاف ، و حسن نسق و حسن بيان را گرد آورده است ؛ زيرا كلام آيه منسجم آمده ، و اجزاى آن گردن يكديگر را گرفته است . آنگاه خداوند جايى كه گفته :
« وَ مِنْ رَحْمَتِهِ »
، با خبر صادق خود اعلام داشته كه آن همه نعمتى كه با لفظ مخصوص خود شمرده شد و آن نعمتهايى كه عبارت آيه با لفظ ارادف ، و اشاره دربرگرفته ، برخى از رحمت او است . و همه اين مطالب ، در قسمتى از يك آيه مىباشد كه تعداد كلمات آن يازده كلمه است . پس اين بلاغت آشكار و فصاحت روشن را بنگر ! . و اين باب را با ذكر اين آيه كريمه ، تمام‌ترين وجه بىنيازى ( از شواهد ديگر ) حاصل است ، و غير آن را بر آن قياس كن : و اللّه اعلم بالصّواب .

باب صحّت تفسير « 1 »

صحّت تفسير آن است كه متكلّم در آغاز سخنش معنايى را بياورد كه قوّه فهم به تنهايى ، مضمون آن را نفهمد ؛ ( به سبب اينكه ) يا مجمل است و نياز به تفصيل دارد ، يا داراى وجهى است كه نيازمند به بيان آن وجه مىباشد ، و يا داراى احتمال است ، و كشف مراد ، محتاج به ترجيح وجه محتمل است كه آن جز با تفسير و تبيين محقّق نمىشود . و تفسير كلام انواعى دارد ، يك‌بار ، بعد از شرط ، يا آنچه متضمّن معناى شرط است مىآيد ، و بارى بعد از جار و مجرور ، و گاهى بعد از مبتدايى كه خبر مفسّر آن است . مثال تفسيرى كه بعد از حروف متضمّن معناى شرط آمده ، قول خداى - تعالى - است :
« وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ »
« 2 » پس « المكتوب عليهم » مطلبى است كه تفسير شده است ، زيرا ممكن است به غير آن وجهى كه تفسير شده ، تفسير شود ، پس چون داراى اين احتمال بود ، نيازمند به تفسير شد ، تا از ميان احتمالات ، به معنى مقصود اختصاص يابد ، و تفسير آن قول خداى - تعالى -
« أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ »
است .
هامش
( 1 ) - منابع بحث اين باب : نقد الشعر ص 81 ، العمدة ، ج 2 ص 28 ، الصناعتين ص 34 ، سرّ الفصاحة ص 254 ، بديع ابن منقذ ص 37 ، التبيان زملكانى ص 129 ، المثل السائر ، زير عنوان : « التناسب بين المعانى » ص 429 ، 460 ، خزانة ابن حجّة ص 408 ، الطراز ، ج 3 ص 114 ، نهاية الارب ، ج 7 ص 129 ، حسن التوسّل ص 63 . ( 2 ) - سورة النساء ؛ 4 ، آيه 66 .