تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
و از جمله كلامى كه داخل در اين باب مىباشد اين حديث است : « للمؤمن على المؤمن تسعة حقوق : يديم نصيحته ، و يلبّى دعوته ، و يحسن معونته ، و يردّ غيبته ، و يقيل عثرته ، و يقبل معذرته ، و يرعى ذمّته ، و يعود مرضته ، و يشيّع جنازته و لا عاشر لها ؛ » و اللّه اعلم .

باب صحّت مقابلات « 1 »

صحّت مقابلات عبارت است از اتخاذ ترتيب كلام بر وجهى كه شايسته است . پس اگر متكلم چند چيز را در صدر كلام آورد ، در عجز كلام اضداد يا اغيار آن را از مخالف و موافق به ترتيب مقابل آن بياورد ، به‌طورىكه لفظ اول ( از طرف اوّل مقابله ) مقابل لفظ اول ( از طرف دوم مقابله ) و لفظ دوم مقابل لفظ دوم قرار گيرد . و خللى در مخالف و موافق آن وارد نياورد ، و هرگاه به ترتيب مقابله نقصانى وارد آورد ، مقابله كلام فاسد است . و از موارد اعجاز اين باب است قول خداى تعالى :
« وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ »
« 2 » ، پس در اين معنى بنگريد كه ليل و نهار كه ضدّند در آغاز كلام ، و سكون و حركت هم كه ضدّند در پايان كلام آمده ، و هر طرف از صدر و عجز كلام به ترتيب ، مقابل طرف ديگر واقع شده است ، و بنگريد چگونه خداى - سبحانه - از حركت به لفظ « ارادف » تعبير نموده ، و در نتيجه ، كلام نوعى ديگر از محاسن را لازم آورده است . و موجب عدول از لفظ حركت به لفظ « ابتغاء الفضل » اين است كه حركت مشترك ميان غايت صلاح و فساد است ، و « ابتغاء الفضل » حركتى براى مصلحت نه براى مفسدت است ، و آن به كمكى كه حاصل از اعطاى قوّت است ، و به فزونى خرد و سلامت شعور ( اشارت دارد « 3 » ) و مستلزم روشنى جهتى است كه حركت مخصوص در آن واقع مىشود تا حركت‌كننده به راه رسيدن به مقاصد و جهات مصالح راه يابد ، و از موجبات مهالك بپرهيزد ، و آن آيه براى توجّه دادن به نعمتها بيان شده است ، پس لازم شد از لفظ حركت به لفظى كه مرادف ، و تابع آن است عدول شود تا حسن بيان به مرتبه كمال رسد ، پس اين كلمات كه جزئى از يك آيه مىباشد ، منافع و مصالح چندى را دربردارد كه اگر با الفاظ مخصوص خود بيان مىشد ، تعبير از آن محتاج به الفاظ بسيارى بود ، و به همين سبب ، در
هامش
( 1 ) - منابع بحث اين باب : نقد الشعر ص 179 ، الصّناعتين ص 337 ، سرّ الفصاحة ص 251 . ( 2 ) - سورة القصص ؛ 28 ، آيه 73 . ( 3 ) عبارت ميان دو هلال ترجمه « تشير الى . . . » است كه در « تحرير » ، همين باب ( ص 180 ) آمده است . بجاى آن در متن كلمه « اشتراك . . . » ضبط شده كه مناسب با سياق كلام نيست .