باب استطراد « 1 »
حاتمى « 2 » يادآور شده كه اين نامگذارى را از بحترى « 3 » شاعر نقل كرده است ، و « ابن المعتزّ « 4 » » آن را خروج از معنايى به معنايى ناميده است . و در كتاب عزيز ، به ندرت تحقق يافته ، و سببش اين است كه آن فن بيشتر در شعر ، نه در نثر آمده و در شعر هم بيشتر در فن هجو آن ، به كار رفته ، و در غير هجو ، وقوع آن نادر است .
و در قرآن مجيد ، جز به يك مورد از آن ، دست نيافتم ، و آن قول خداى تعالى است :
« أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ »
« 5 » پس هركه مثال ديگرى از استطراد را در قرآن يافت ، چنانچه آن را به باب استطراد ملحق نمايد نيكوكار است ، و در همه ابواب به همان شيوه عمل كند - و اللّه اعلم .
باب تأكيد مدح با چيزى شبيه به ذمّ « 6 »
اين باب نيز از نظر ندرت وقوع در كتاب عزيز ، مانند باب قبل است . و به اين جهت ، از آن باب جز يك آيه نيافتم كه براى آن تأويلى انديشيدم تا به كمك آن داخل اين باب شود ، و آن آيه
هامش
( 1 ) - منابع بحث اين باب : قواعد الشعر ص 50 ، بديع ابن المعتز به عنوان حسن الخروج ص 109 ، العمدة ج 2 ص 31 ، الصناعتين ص 398 ، التبيان زملكانى ص 33 ، الايضاح ، ج 6 ص 31 ، خزانة ابن حجّة ص 34 ، نهاية الارب ، ج 7 ص 119 ، حسن التوسّل ص 57 ، الطراز ، ج 3 ص 11 .
( 2 ) - او ابو على محمّد بن الحسن بن المظفّر الكاتب اللغوى البغدادى ، است ، او اديب و لغوى بوده و از طبع شعرى خوبى برخوردار ، و جامع بلاغت در نثر و مهارت در نظم است . حاتمى با ابو الطيب متنبّى گفتوگويى داشته كه وى را در آن ، مورد هانت قرار داده است . او راست « الرسالة الحاتميّة كه آنچه ميان او و ابو الطيّب واقع شده از افشاى سرقات شعرى و اظهار عيوب شعر متنبّى ، شرح داده ، و آن رساله دالّ بر احاطهاش به موضوعات مختلف ، و وسعت معلوماتش مىباشد . حاتمى را تصنيفات متعدّدى است از جمله : كتاب حلية المحاضرة و كتاب الحالى و العاطل و كتاب المجاز ، و كتاب منتزع الاخبار و مطبوع الابتكار ، و بيشتر آن تصنيفات در فنّ شعر است » او به سال 388 ه . درگذشته ، و شرح حالش در « ابن خلكان » ص 646 ، بغية الوعاة ص 35 ، معجم الادباء ، ج 10 ص 154 موجود است .
( 3 ) - نگاه كن به : الموازنة ، تأليف الآمدى ، ج 2 ص 144 ، خط ، بخش ادب . طلعت .
( 4 ) - بديع ابن المعتز ص 109 .
( 5 ) - سورة هود ؛ 11 ، آيه 95 .
( 6 ) - منابع بحث اين باب : بديع ابن المعتزّ ص 111 ، الصّناعتين زير عنوان استثنا ، ص 396 ، العمدة ، ج 2 ص 39 ، المفتاح ص 226 ، الايضاح ، ج 6 ص 76 ، نهاية الارب ، ج 7 ص 121 ، حسن التوسّل ص 58 ، الطراز : تحت عنوا « التوجيه » مورد بحث قرار داده ، ج 3 ص 136 .