تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ أَصابَهُ الْكِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفاءُ فَأَصابَها إِعْصارٌ فِيهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ »
« 1 » كه در اين آيه ، هشت مورد آمده كه در هر مورد يك تتميم تحقّق يافته است ، و همه اقسام سهگانه تتميم : تتميم نقص ، تتميم احتياط ، و تتميم مبالغه را دربردارد .
نخستين تتميم در قول خداى - تعالى - :
« مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ »
، در توضيح « جنّة » است ، زيرا جنّت ، احتمال دارد داراى درخت أثل و خمط « 2 » باشد ؛ كه همانا كلمه جنّت اطلاق مىشود بر درختانى انبوه ، از هر نوعى كه باشد كه با سايه شاخههايش زمين را بپوشاند ، و برخى درختان را مانند درختان خرما و انگور منفعتى عظيم و همگانى است ، و برخى را مانند ، درخت خمط و اثل فايدتى اندك است ، و با وجود اين ، اگر انسانى را بوستانى از خمط و اثل آتش بگيرد ، سخت اندوهگين مىشود ، پس واى به وقتى كه بوستانش از خرما و انگور باشد .
آنگاه چون خداوند مىدانست كه بهشت هرچند از خرما و انگور باشد تا جويها در زير درختان آن جريان نيابد ، درختش ميوه نمىدهد و مقيم آن بهرهاى نمىگيرد و حياتى نخواهد داشت ، پس خداوند اين نقص را با گفتارش :
« تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ »
كامل نمود .
سپس خداى - عزّ و جلّ - دانست كه اگر بهشت علاوه بر خرما و انگور ، همهء ميوهها را دارا باشد ، وصفش تمامتر و فايدهاش عظيمتر ، و تأسّف بر تباهى آن دشوارتر است ، لذا در رفع اين نقص به واسطهء تتميم مبالغه فرمود :
« لَهُ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ »
.
و وقتى خداى - سبحانه - از اوصاف جنّت ، فراغت يافت ، به وصف مالك آن پرداخت ، و به سالمنديش وصف نمود ؛ زيرا اگر جوان بود ، از آن رو كه در خود قوّت مىيافت ، و آرزوى طول عمر مىداشت ، اميدوار مىشد پس از سوختن « 3 » آن بهشت ، بهشت ديگرى جاى آن بنشاند ؛ لذا از روى احتياط گفت :
« وَ أَصابَهُ الْكِبَرُ »
.
پس خداى - سبحانه - مىدانست اگر مالك جنّت ، پيرى عقيم باشد نزديكى اجل و نداشتن كسى كه بعد از او به ملك و آب او اهتمام ورزد ، از فكر آن جنّت منصرفش مىكند ، و اندوهش بر تباهى آن شدّت نمىگيرد ، لذا خداوند به روش تتميم احتياط گفت :
« وَ لَهُ ذُرِّيَّةٌ »
.
آنگاه چون دانست كه اگر ذرّيه را به « ضعف » موصوف نگرداند . اطلاق آن ، احتمال
هامش
( 1 ) - سورة البقرة ؛ 2 ، آيه 266 .
( 2 ) أثل : درخت شورهگز . و خمط : ترش « و هر گياه كه مزه تلخى گرفته باشد » و تلخ از هر چيزى ، و بار اندك از هر درخت ، و « درختى است مانند كنار » و درختى است كشنده . . . ر ك : منتهى الأرب ريشه : أثل و خمط »
( 3 ) عبارت متن « احراقها » است ، مصحّح در حاشيه از « ا » و « ب » « احتراقها » نقل كرده كه به سياق عبارت نزديكتر است » و در ترجمه همين وجه اخير منظور شد .