مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ
« 1 »
»
و مانند قول خداى تعالى ، - پس از خبر از اينكه ستايش مخصوص پروردگار جهانيان است - :
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
« 2 »
»
و يا انصراف از صيغه متكلّم به صيغهء ( خطاب « 3 » ) ، مانند قول خداى تعالى :
« إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ
« 4 »
»
كه پس از آن ، در حالت انصراف از تكلم به إخبار گفت :
« فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ
« 4 »
»
. و يا انصراف از خطاب به اخبار ( غيبت ) است و آن عكس اولين آيهء مذكور در اين باب است ، مانند قول خداى تعالى :
« حَتَّى إِذا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ
« 5 »
»
. و يا انصراف از « اخبار » به تكلّم است ، مانند قول خداى تعالى :
« وَ اللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً فَسُقْناهُ إِلى بَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَحْيَيْنا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها
« 6 »
»
و اين التفات ضدّ التفات واقع در سورهء « الكوثر » است . ( و يا انصراف از تكلّم به اخبار است و آن عكس آيه قبلى است [ ؟ ] ) مانند قول خداى - تعالى - :
« إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ
« 7 »
»
.
و در كتاب عزيز از باب التفات نوعى بسيار جالب آمده ، كه آن را مثالى در شعر نيافتم ، و خداوند مرا به يافتن آن نوع راهنمايى نموده و آن عبارت از اين است كه متكلّم در كلام خود ، نخست دو موضوع را بياورد ، سپس خبرى دربارهء موضوع اول بيان دارد و آن را رها كند ، و خبرى دربارهء موضوع دوم بياورد ، آنگاه از خبر دربارهء موضوع دوم بازگردد و به خبر دربارهء موضوع اول بپردازد ، مانند قول خداى تعالى :
« إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ
« 8 »
»
كه از وصف انسان منصرف و به وصف پروردگار او پرداخته است ، آنگاه درحالىكه از وصف پروردگار
هامش
( 1 ) - سورة الانعام ؛ 6 ، آيه 6 .
( 2 ) اصل عبارت متن چنين است : « او الانصراف من التكلّم الى المخاطبة كقوله تعالى :« إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ »، همانطوركه ملاحظه مىشود ، مثال با ممثل تطبيق نمىكند ، بنابراين يكى از دو احتمال وجود دارد ، اوّل اينكه قسمتى از متن افتاده ، و آن التفات از متكلّم به مخاطب است ، كه آن عبارتى شبيه به اين عبارت بايد باشد : « ما لى لا اعبد الّذى فطرنى و اليه ترجعون » او الانصراف من التكلّم الى الاخبار . . . ، احتمال دوم اينكه مؤلّف قسم التفات از تكلّم به خطاب را بيان نكرده است و تركيب « الى لمخاطبة » در متن ، در اثر اشتباه مؤلّف يا كاتبان بجاى « الى الاخبار » ثبت شده است . و ليكن احتمال دوم ارجح است ، چون بنابراين كه اين سخن منقول از ابن المعتز باشد در كتاب « البديع » وى ( باب الالتفات ص 106 ) بحثى از التفات از تكلّم به خطاب نشده است .
( 3 ) - سورة الحمد ؛ 1 ، آيه 4 .
( 4 ) - سورة الكوثر ؛ 108 ، آيات 1 - 2 .
( 5 ) - سورة يونس ؛ 10 ، آيه 22 .
( 6 ) - سورة فاطر ؛ 35 ، آيه 9 .
( 7 ) - سورة فاطر ؛ آيات 16 - 17 .
( 8 ) - سوره العاديات ؛ 100 ، آيات 6 ، 7 ، 8