تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
آن رو كه يهود - لعنهم اللّه - گفتند : « يد اللّه مغلولة » ، و خداى - سبحانه - در جواب گفت : « غلّت ايديهم و لعنوا بما قالوا » و اين جمله معترضه ، ميان ادّعاى يهود و ردّ آن ، در شكل « التفات » ، ظهور يافته است ، آنگاه خداوند به جواب برگشت و گفت :
« بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ »
، پس اين التفات ، درحالىكه متضمّن نفرين بر يهود است ، ميان دعوى ايشان و ردّ آن ، در قالب « تعطّف » - آنجا كه مىگويد : « مغلولة غلّت » - فاصله شده است ، و ردّ دعوى يهود - پس از نفرين بر ايشان ؛ نفرينى كه دالّ بر كفرشان مىباشد - از قول خداى تعالى :
« بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ »
تحقق يافته است . زيرا خوددارى دست از انفاق سر نمىزند مگر از يكى از دو صنف بخشنده : بخشنده‌اى كه دستى بالاى دست دارد ، و دست او را از بخشش بازمىدارد ، و بخشنده‌اى كه از بىچيزى مىترسد ، و از انفاق خوددارى مىكند ، و خداى - سبحانه - برتر از هر چيره است ، و با وجود بىنيازيش ، ترسى از تهىدستى ندارد ، پس در ضمن ردّ برايشان ، آنچه فحواى ردّ بر آن دلالت دارد مندرج است ، و آن عبارت از مدح بليغ به داشتن تفوق بر هر چيز در اثر غناى اكبر است همان‌طوركه ، در ضمن نفرين برايشان ، اين معنى كه به سبب كفر ، مستوجب نكوهشند ، داخل است ؛ و از مجموع اين نكات نوعى بديع به دست مىآيد كه به آن « افتنان ( افتنان ، باب 96 از ابواب اين كتاب و از مخترعات مؤلّف است . ) » گفته مىشود . و آن اين است كه سخن جامع دو فنّ بديعى مختلف و يا بيشتر باشد ، مانند اين كلام كه شامل هجو يهود و مدح حقّ است ؛ مدحى كه از زبان ذات حقّ مىباشد ، و لازمه مضمون و معناى ردّ بر يهود است . و از اين نوع استعاره ( تخييليّه ) است قول خداى تعالى :
« وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ »
« 1 » ، پس همانا اثبات « جناح » براى « ذلّ » سامع را به توهّم مىاندازد كه در آنجا بالى وجود دارد كه پايين آورده مىشود ، درحالىكه مراد - و اللّه اعلم - اين است كه : رام آنان باش ، و آن‌چنان تواضعى كن كه به خاكت بچسباند ، و « جامع » اين استعاره با معنى حقيقى اين است كه « جناح حقيقى » در يكى از دو طرف پرنده است ، و وقتى پرنده بالش را پايين مىآورد ، به روى زمين فرودمىآيد ، و به خاك مىچسبد . و چون استعاره مبيّن مبالغه در تشبيه است ، و در برخى موارد به تشبيه محض اشتباه مىشود ، لذا نيازمند به وجه امتياز است ، و آن اين است كه بدانى حقّ استعاره اين باشد كه تصريح به نام ( مستعار ) ( عبارت متن همان‌طور است كه در ترجمه آمده با اضافه ال و صحيح « المستعار له » است ، و مصحّح از نسخه او ب همين وجه اخير را در ذيل ضبط كرده است . ) نشود ، و جز به دلالت حال يا فحواى كلام شناخته نگردد ، مانند قول زهير :
هامش
( 1 ) - سورة الاسراء ؛ 17 ، آيه 24 .