معانى بسيارى كه در سه كلمه دربرگرفته ، و ما خلاصه آن را بيان نموديم . و آنچنان بود كه يكى از اعراب ، وقتى اين سه لفظ را شنيد ، به سجده افتاد ، به او گفته شد : « براى چه سجده كردى ؟ » گفت : « به سبب فصاحت اين كلام ، سجده كردم ، زيرا وى بداهة و بدون تأمّل مطالبى را از اين آيه فهميد ، كه ما ، بعد از تأمّل و به كار گرفتن فكر ، و سابقه تحصيل اصول استنباط ، در مدّتى طولانى ، مىفهميم ، و از اين مورد تو را روشن شد كه عرب از همان آغازى كه قرآن را شنيد ، دانست كه از توانايى بشر خارج است ، و به رويارويى با آن نپرداخت ، و انديشهاش را هم به دل راه نداد .
مثال استعاره چهارم قول خداى تعالى - است :
« إِنَّا لَمَّا طَغَى الْماءُ حَمَلْناكُمْ فِي الْجارِيَةِ »
« 1 » ، لفظ مستعار « طغى » و آن برترىجويى ناپسند است ، و مستعار منه هر فرد برترىجوى متكبّر سركش آسيبرساننده ، و « مستعار له » « ماء » است ، و « طغى » معقول ، و « ماء » محسوس ، و مستعار منه محسوس است « 4 » .
مثال استعاره قسم پنجم قول خداى تعالى است :
« وَ لَمَّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ
« 2 »
»
. لفظ « مستعار » « سكوت » ، مستعار له « غضب » و مستعار منه « ساكت » است ، و معنى آيه « و لمّا زال عن موسى الغضب » است ؛ زيرا حقيقت سكوت بر طرف شدن كلام است ، و حقيقت بر طرف شدن غضب نبودن آثار غضب از قبيل سخن يا غير سخن ، در آن حالت است ، و خشم موسى ( ع ) در آن حالت ، از كلام وى
( بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي مِنْ بَعْدِي
« 3 »
»
دانسته شد ، كه همانا آن كلام مقدّمه انداختن « الواح » بود ، و چون كلام دالّ بر غضب بر طرف گرديد ، استعاره « سكوت » براى غضب ، نيكو شد ، و سكوت غضب ، مستلزم رضايت نيست ، زيرا موسى ( ع ) به معصيت آنان و ادامه گناه آنان راضى نبود ، مگر اينكه توبهشان تحقّق يابد . و به همين جهت خداى سبحانه ، از « سكوت غضب » موسى ، نه حصول رضاى او ، خبر داده است ، و اين نوع استعاره ، از ظريفترين استعارات پنجگانه است ، زيرا استعاره اين قسم ، استعاره معقول براى معقول با وجه اشتراكى عقلى است .
هامش
( 1 ) - سورة الحاقّة ؛ 69 ، آيه 11 .
( 4 ) چنانكه ملاحظه مىشود مؤلّف ، طبق اين فرض ، دو طرف استعاره را ، حسّى قرار داده ، و بنابراين نمىتواند مثال قسم چهارم باشد ، شايد منشأ اين خلط ، در تطبيق مثال با ممثّل در اين قسم ، و قسم قبلى و نيز قسم بعدى ، اين باشد كه مؤلّف ، همانند سكّاكى ، استعاره « تبعيّه » را به « مكنيّه » تأويل مىبرد ، بنابراين اگر استعاره را تبعيّه فرض كنيم طغى ، مستعار منه « كثرة الماء » مستعار له ، و « استعلاء مفرط « جامع » يا وجه اشتراك است ، بنابراين مثال با مورد ، منطبق مىشود .
( 2 ) - سورة الاعراف ؛ 7 ، آيه 154 .
( 3 ) - سورة الاعراف ؛ 7 ، آيه 150 پايان غضب با وجه اشتراك « هدوء » به سكوت تشبيه شده ، سپس لفظ دالّ بر مشبهبه كه سكوت است ، براى مشبّه كه پايان غضب است به كار رفته ، آنگاه از سكوت به معنى پايان غضب ، سكت ، - يعنى غضب پايان يافت ، - مشتق شده است .