تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
مثال استعاره دوم ، قول خداى تعالى است :
« إِذْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ »
« 1 » ، كه مستعار له « ريح » ( باد ) است ، و مستعار منه « ذات النتاج » ( صاحب فرزند ) و لفظ مستعار « عقم » است ، و آن عبارت از نازا بودن است ، و وجه اشتراك مستعار له و مستعار منه نداشتن فرزند است ، و آن امرى عقلى است . و مثال استعاره سوم قول خداى تعالى است :
« بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ »
« 2 » ، پس قذف و دمغ كه مستعار « 5 » است ، حسّى ، و حق و باطل كه « مستعار لهما » است ، عقلى مىباشد ، و مانند آن آيه است ، قول خداى تعالى :
« ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ ما ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ »
« 3 » ، پس مستعار كه « حبل » است حسّى ، و مستعار له كه « عهد » مىباشد ، عقلى است ، و وجه اشتراك ميان آن دو ، اتّصال است ، زيرا پيمان ، ميان كافر ذمّى ، و شخص مسلمان ، ارتباط برقرار مىكند ، همان‌طوركه طناب ميان دو طرف متّصل به آن ، پيوند ايجاد مىنمايد ، و آن چيزى محسوس است . و نيز از اين قبيل است ، قول خداى تعالى :
« فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ »
« 4 » ، مستعار منه « زجاجه » ( شيشه ) و لفظ مستعار « صدع » است : كه به معنى شكافتن است ، و مستعار له ( عقوق « 6 » ) مكلّفين مىباشد ، و معنى اين است كه همه آنچه به تو وحى شده آشكار نماى ، و هر آنچه به بيان آن مأمور شده‌اى بيان كن ، هرچند بر برخى دلها گران آيد ، و شكافته شود ، وجه مشابهت ميان آن دو ( مستعار منه و مستعار له ) اثرى است كه بيان امر خدا در دلها مىگذارد ، و در نتيجه نشانه آن كه انقباض و انبساط است ، بر ظاهر چهره‌ها پيدا مىشود ، و بر آن چهره‌ها نشانه‌هاى تنفّر و انزجار يا ميل و اهتزاز ظاهر مىگردد ، همان‌طوركه اثر شكستن شيشه از داخل ، بر ظاهر آن آشكار مىشود ، پس اين استعاره جليل و ايجاز عظيم را بنگر و معانى بسيارش را ببين ! ؛
هامش
( 1 ) - سورة الذاريات ؛ 51 ، آيهء 41 . ( 2 ) - سورة الانبياء ؛ 21 ، آيه 18 . ( 3 ) - سورة ال عمران ؛ 3 ، آيه 112 . ( 5 ) مقصود از « مستعار » در هر دو مورد مستعار منه است . ( 4 ) - سورة الحجر ؛ 15 ، آيه 94 . ( 6 ) مصحّح كلمه « عقوق » را كه عينا در ترجمه آورده شد از نسخه « ا » و « ب » نقل كرده و ذيل آن افزوده است كه مضبوط در نسخه اصل ، « د » ، « س » ، « ت » عقول بوده و ليكن مصحّح عقوق را ترجيح داده است . و حال آنكه به نظر مترجم ، عقوق به معناى « نامهربانى كردن فرزند نسبت به پدر » با استعاره اين آيه مناسبتى ندارد ، و صحيح همان « عقول » است ، از شرحى كه مؤلّف دربارهء اين آيه آورده چنين برمىآيد كه ظاهرا وى استعاره تبعيّه را به تأويل مكنيّه مىبرد . سكاكى اين آيه را همانند مؤلّف مثال استعاره محسوس براى معقول آورده و توضيح مىدهد كه مستعار منه « كسر الزجاجة » و « مستعار له » تبليغ و وجه اشتراك تأثير است . ر ك : مفتاح العلوم ، ص 184 .
بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 126 | ميرلوحى / ابن أبي الإصبع المصري