باب تجنيس « 1 »
تجنيس « 2 » دو اصل دارد ؛ و آن « جناس مزاوجت » و « جناس مناسبت » است ، و از آن دو اصل ، ده فرع به دست آمده است ، كه برخى جناس لفظى و بعضى جناس معنوى است .
مثال فرع اوّل ، از جناس « مزاوجت لفظى » قول خداى تعالى است :
« وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها »
« 3 » ، زيرا « سيّئة » دوم « به معنى گناه نيست ، بلكه پاداش گناه است ، كه به سبب حصول مزاوجت ، به سيّئة » موسوم شده است ، و مثل آن است ، قول خداى تعالى :
« فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ »
« 4 » ، خداى - سبحانه - پاداش « اعتداء » را « اعتداء » ناميده ، تا در نظم كلام مزاوجت باشد ، و مماثلت را ميان اعتداء و پاداش آن شرط نمود ، تا حكمش وفق قانون عدل ، جارى گردد ، و به انصاف ، امر فرموده باشد .
شاهد ( اصل « 7 » ) دوم ، و آن جناس مناسبت لفظى است ، قول خداى - تعالى - است :
« إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
« 5 » ، و قول خداى - سبحانه - :
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ
« 6 »
»
.
هامش
( 1 ) - اصمعى درباره تجنيس كتابى تأليف كرده است [ منابع ديگر ] : بديع ابن معتز ، ص 55 ، و « الوساطة » ، ص 41 ، و جواهر الالفاظ ، با عنوان « الاشتقاق » ص 4 ، و العمدة ، ج 1 ، ص 220 ، و النّكت فى اعجاز القرآن تأليف رمّانى ، ص 209 ، و الصناعتين ، ص 231 ، و سرّ الفصاحة ص 183 ، و اسرار البلاغه ، ص 4 ، و بديع ابن منقذ ، ص 6 ، و التبيان تأليف الزّملكانى ، ص 122 ، و روضة الفصاحة ، ص 21 ، و المثل السائر ، ص 152 ، و الايضاح ، ج 6 ، ص 91 ، و خزانة ابن حجّة ، ص 20 ، و نهاية الارب ، ج 7 ، ص 90 ، و الطراز تأليف يمنى ، ج 2 ، ص 355 و حسن التوسل ، ص 42 ، و استاد على جندى كتابى درباره آن ، به نام « فنّ الجناس » نگاشته است .
( 2 ) - جناس ، تجنيس ، مجانست ، و تجانس همه الفاظى است كه از « جنس » مشتقّ شده ، و تعريف آن اين است : تشابه دو كلمه در لفظ و اختلاف آن دو در معنى ، و هرچند ابن ابى الاصبع فايده آن را بيان نكرده ، ولى من دربارهاش گويم : جناس سامع را متوجّه كلام مىكند ؛ زيرا تناسب الفاظ موجب توجه به سخن ، و گوش دادن مىشود ، و وقتى لفظى در معنايى به كار رود ، سپس در معنايى ديگر استعمال شود ، نفس آدمى به آن مشتاقتر مىگردد .
( 3 ) - سورة الشورى ؛ 42 ، آيه 40 .
( 4 ) - سورة البقرة ؛ 2 ، آيه 194 .
( 7 ) مصحّح در پاورقى ، از نسخه ا و ب « الفرع » را بدل « الاصل » نقل كرده ، و افزوده است ، كه آن با سياق مناسبتر است ، شايد نظر وى از مناسبت ، عبارت « شاهد الفرع الاوّل » باشد ؛ ليكن چون مؤلّف در مقام تمثيل براى دو اصل جناس است ، از كجا معلوم كه عبارت « شاهد الاصل الثانى » از « شاهد الفرع الثانى » صحيحتر نباشد ؟
( 5 ) - سورة الانعام ؛ 6 ، آيه 79 .
( 6 ) - سورة الروم ؛ 30 آيه 43 .