تأليف باخرزى ، و « الخريدة » تأليف عماد كاتب اصفهانى « 1 » ، و « العقود و الاعتذار » « 2 » و « محاضرات الرّاغب « 3 » » و شرح سقط الزّند « 4 » » تأليف ابن البطليوسى ، و « رسالة الصّولى « 5 » » كه مقدّمهاى بر شعر ابو نواس قرار داده است ، و « رسالة الصولى فى اخبار ابى تمام » ، و « شرح الاشراق « 6 » » تأليف بلاذرى ، و « السبيل الى معرفة التنزيل « 7 » »
هامش
در مجلس دوستانهاى در باخرز به قتل رسيد ، و در كشف الظنون نقل شده كه آن كتاب را ذيل كتاب « يتيمة الدهر فى شعراء اهل العصر » تأليف نيشابورى ( ثعالبى ) قرار داده است ، آن كتاب ( دمية القصر ) خطّى است ، و در « دار الكتب المصريّة » شماره 33 ش محفوظ است ( آن كتاب در سال 1348 ه در حلب به چاپ رسيده است . ر ك : فهرست كتابهاى چاپى عربى ص 369 . )
( 1 ) - و آن كتاب ( الخريدة ) ( نام كامل آن « خريدة القصر و جريدة اهل العصر » است ، ر ك : تاريخ الادب العربى تأليف بروكلمن ص 7 ، اجزائى از آن - از جمله شعراى شام به تصحيح مرحوم دكتر شكرى فيصل - چاپ شده است . ) تأليف محمد بن ابى عبد اللّه بن ابى الرجاء حامد بن عبد اللّه بن على الكاتب الاصفهانى ملقّب به « ابن اخى العزيز حاكم تكريت است ، كه در سال 510 ه . در اصفهان به دنيا آمد ، و سال 597 ه . در دمشق وفات يافت ، و در « مقابر الصوفيّة » دفن شد ، صاحب كشف الظنون نقل كرده كه مؤلّف آن كتاب را ذيل « زينة الدهر فى عصرة اهل العصر » تأليف ابو المعالى سعيد بن على معروف به ورّاق الخطيرى قرار داده است كه او ( به نوبه خود ) كتابش ( زينة الدهر ) را ذيل دمية القصر قرار داده است . و ليكن بر اوراق نسخه « الخريدة » در « دار الكتب المصريّة ، عبارتى كه دالّ بر آن مطلب باشد ، موجود نيست ، و شايد صاحب كشف الظنون از نسخه ديگرى اطّلاع داشته ، كه مؤلّف آن مطلب را در آن عنوان كرده است . و نسخه الخريدة موجود در « دار الكتب » شش مجلّد است و از روى نسخه خطّى كتابخانه ملى پاريس ، عكسبردارى شده است ، و به شماره 4255 ادب در دار الكتب محفوظ است . و بخش شعراى مصر به تصحيح استاد احمد امين و دكتر شوقى ضيف و دكتر احسان عبّاس ، چاپ شده و بخش شعراى شام به تصحيح دكتر شكرى فيصل سال 1955 به چاپ رسيده است .
( 2 ) - با وجود مراجع بسيارى كه دارم به اين كتاب دست نيافتم ، و شايد اسم كتاب تحريف شده باشد . دقّت كن !
( 3 ) - و آن « محاضرات الادباء و محاورات الشعراء و البلغاء » ناميده مىشود ، مؤلف آن علّامه ابو القاسم الحسن ( در بيشتر كتابهاى شرح احوال و نيز در ديباچه پيشتر مؤلفات راغب ، نام وى « الحسين » ضبط شده است . ر ك : كشاف اصطلاحات الفنون ص 25 و الاعلام ج 2 ص 279 . ) بن المفضّل معروف به راغب اصفهانى است . آغاز آن چنين است : « الحمد لله الذى تقصر الاقطار ان تحويه الخ » وى در آن كتاب از اخبار طريف و اشعار ظريف فصولى را دربارهء بحثهاى اديبان و گفتوگوهاى شاعران و سخنوران برگزيده است ، و در هر باب ، از ابوابى كه عرضه داشته ، نهايت اختصار را در نظر گرفته ، و بسيارگويى را از آن زدوده است ، و آن چندين بار چاپ شده كه آخرين چاپ ، در سال 1287 ه . صورت پذيرفته است .
( 4 ) - و آن تأليف ابو محمد عبد اللّه بن محمد ، معروف به ابو محمد البطليوسى متوفّى 507 ه . است ، و آن كتاب ، جزء شروح سقط .
الزند از انتشارات « لجنة احياء آثار ابى العلاء » چاپ شده است .
( 5 ) - دو رساله صولى در ديوان ابو نواس به روايت صولى و ديوان ابو تمام به روايت صولى به تصحيح و توضيح دكتر عبده عزام و دكتر خليل عساكر موجود است .
( 6 ) - اين نام در همه نسخههاى اصلى همينطور ضبط شده ، و شايد مقصود وى « انساب الاشراف » است كه قسمتهايى از آن چاپ شده است .
( 7 ) - در آن وقوف نيافتم .