كه حجر شاستربيدى مىنامند گرفته باريك بسايند و نيم درم از ان سفوف به دو توله گلقند كهنه بياميزند و بوقت صبح به آب سرد خوردنش دهند چند روز استعمال سازند ديگر بادام مقشر چهار درم ماء الشعير ربع آثار بادام را باريك سائيده در ماء الشعير بهم كرده پارچه صاف نموده مرواريد ناسفته از گلاب سائيده به وزن بيست و دو گندم در ماء الشعير انداخته بنوشند تا هشتاد روز و آب كه بيمار بنوشد به جهت اطفاى تشنگى بعنوانيست كه يك آثار آب و پنج توله عسل آب انداخته يكان جوش داده پارچه صاف كرده بدارند كه سرد شود و وقت تشنگى همون آب بخورد هرگاه آخر شود باز بهمون دستور بسازند ديگر درس يعنى روغن چندرس باشد كه مصوران به جهت جلاى از چندرس و از روغن كتان مىسازند و به خانه كمانگران و مصور تيار يافته مىشود چهار توله ترنتبين چهار توله برگ اشترغار كه اونت كتاره مىنامند باريك سفوف كرده آنقدر كه حبها تواند بست شربت او يك درم تا يك و نيم درم تا دو درم بعرصه يك ماه بخورند دوام وقت صبح ديگر به جهت سل و سعال گوگرد شفاف كه آنولاسار نامند هشت درم نمك اسرب كه باصطلاح سريانى سالساترن مىنامند و در اسلامبول مىارزد شش درم زعفران دو درم بيخ بنفشه اصل السوس محكوك از هركدام چهار درم مقل كه بنيسيا گوگل نامند چهار درم بيخ چينى كه چوب چينى است هشت درم مرجان بگلاب سائيده چهار درم همه را باريك سائيده به آب قرص سازند و خشك كرده بدارند چهار درم از ان قرص و چهار درم نبات همه را يك جا كرده يك درم از ان سفوف به آب سرد بخورند
[ معالجه سعال ]
توسن
يعنى سعال كه صرفه نامند مفيد خوردن يك درم زوفا بربع آثار آب جوشانده پارچه صاف كرده بخورانند چند روز و اگر درين جوشانده چهار درم نبات اندازند مستحسن شود