آب دير كشد آتش چراغ موقوف كرده در آتش نرم از هيزم بسازند كه زود نيم رطل آبش تحليل شود بعد از ان از سرنو نيم رطل آب ديگر در عصاره كند و بجوشانند و آب جذب نمايند و بهمون دستور تا پنج مرتبه باندازند و جذب نمايند كه حموضت سركه از پختن پنج مرتبه به آب زائل شود بعد از ان عصاره خبث الحديد كه تهنشين ظرف خشك و سفوف شده مانده است برآورند و در شيشه نگاهدارند و به كار برند و شربت او به وزن ده گندم يا بيست گندم يا سى گندم خواص او به جهت بند نمودن اسهال كبدى و اسهال صفراويه و اسهال ليلن هرميه كه بهندى سنگ رهتى نامند مفيد است و به جهت بند نمودن سيلاب ابيضه و احمر و از هر قسم رنگها از سيلاب رحم زنان كه اين مرضها را باصطلاح صاحبان بكرد نامند مفيد است و به جهت التيام آوردن قرحه مثانه و احليل كه سوزاك مىنامند بيعديلست و هر قدرى كه كهنه سوزاك باشد زود التيام آورد و به سازد خون بواسير و خون رعاف بند سازد و از براى اصلاح سده جگر و سپرز بعد از خوردن مسهل استعمال اين ادويه عجيب الفعل است و از براى اصلاح سده سپرز ببدرقه از آب جوشانده برگ گز كه جهاؤ مىنامند يا به آب جوشانده اسكلك كندرىيون كه قسم پرسياوشان كوهى است مفيد از براى بند نمودن اسهال و رعافها ببدرقه عرق بارتنگ يا آب جوشانده او بخورانند
[ معالجه سل و دق ]
نىنركو يعنى سل اكثر معلم گويند كه سل و دق امراض صعب است علاج او متعذر معهذا از علاج موقوف نبايد داشت اللّه تعالى شافى مطلق است اين سفوف اگر نود روز بيمار خورد شفا يابد ص سفوف حجر كه مردم هند ساستربيدى نامند جويست سرخ امثال شنجرف از بلاد فرنگ پديد آيد و باصطلاح سريانى بيدرنگى ناريه مىنامند دوازده توله حل كرده و بيست مرتبه به آب شسته دوازده درم همه را باريك بسايند و يك توله گلقند كهنه و نيم درم ازين سفوف به گلقند آميخته