سنّة الروم واليونان .
وأمّا الفارس فإنّهم كانوا يرون نكاح المحارم وتعدّد الزوجات ، كما تقدّم ، ويرون التبنّي . وكانت أحبّ النساء إلَى الزوج ربّما قامت مقام الابن بالادّعاء وترث كما يرث الابن والدعيّ بِالسويّة ، وكانت تحرم بقيّة الزوجات . والبنت المزوّجة لاترث حذراً من انتقال المال إلى خارج البيت ، والتي لم تزوّج بعد ترث نصف سهم الابن ؛ فكانت الزوجات غير الكبيرة والبنت المزوّجة محرومات ، وكانت الزوجة الكبيرة والابن والدعيّ والبنت غير المزوّجة بعد مرزوقين .
وأمّا العرب فقد كانوا يحرمون النساء مطلقاً والصغار من البنين ، ويمتّعون أرشد الأولاد ممّن يركب الفرس ويدفع عن الحرمة ، فإن لم يكن فالعصبة .
هذا حال الدنيا يوم نزلت آيات الإرث ، ذكرها وتعرّض لها كثير من تواريخ آداب الملل ورسومهم والرحلات وكتب الحقوق وأمثالها ، من أراد الاطّلاع على تفاصيل القول أمكنه أن يراجعها .
شرح
است .
در ميان ايرانيان ، همچنان كه سابقاً گفتيم ، ازدواج با محارم وچند همسرى مجاز بوده وفرزندخواندگى متداول بوده است . گاهى أوقات سوگلى مرد ، به عنوان فرزندخواندگى ، جاى پسر را مىگرفت ودرست مانند پسر وپسرخوانده ارث مىبرد وبقيهء همسران آن مرد از ارث محروم مى شدند . دخترى هم كه ازدواج كرده بود از ترس اينكه به وسيلهء أو أموال خانه به بيرون از آن منتقل شود ، از ارث محروم بود اما دخترى كه هنوز شوهر نكرده بود به اندازهء نصف سهم پسر ارث مىبرد . بنابراين ، غير از بانوى خانه ، بقيهء همسران مرد ونيز دختر شوهر كرده از ارث محروم بودند ، اما بانوى خانه وپسر وپسرخوانده ودخترى كه هنوز ازدواج نكرده بود ارث مىبردند .
عربها نيز زنان را به طور كلى وپسران خردسال را از ارث محروم مىكردند وپسر ارشد را كه سواركار بود واز حريم دفاع مىكرد بهرهمند مىساختند وچنانچه چنين پسرى نداشتند ، ارث به نزديكان [ مرد ] مىرسيد .
اين بود وضعيت دنيا در زماني كه آيات ارث نازل شد ؛ وضعيتى كه بسيارى از تواريخ مربوط به آداب ورسوم ملل وسفرنامهها وكتابهاى حقوقى وأمثال اينها ، آن را بازگو كردهاند وكساني كه خواهان آگاهى يافتن از جزئيات اين موضوع هستند مىتوانند به اين كتب مراجعه كنند .