جعل ربّك تحتك سريّاً ، وهُزّي إليك بجذع النخلة تساقط عليك رُطباً جنيّاً ، فكُلي واشربي وقرّي عيناً فإمّا ترينَّ من البشر أحداً فقولي : إنّي نذرت للرحمن صوماً فلن اكلّم اليوم إنسيّاً ، فأتت به قومها تحمله ( سورة مريم : 20 - 27 ) .
وكان حمله ووضعه وكلامه وسائر شؤون وجوده من سنخ ما عند سائر الأفراد من الإنسان .
فلمّا رآها قومها - والحال هذه - ثاروا عليها بالطعنة واللوم بما يشهد به حال امرأة حملت ووضعت من غير بعل ، وقالوا : يا مريم ، لقد جئت شيئاً فريّاً ! يا أخت هارون ما كان أبوك امرأ سوء وما كانت امّك بغيّاً ، فأشارت إليه ، قالوا : كيف نكلّم من كان في المهد صبيّاً ؟ ! قال : إنّي عبد اللَّه آتاني الكتاب وجعلني نبيّاً ، وجعلني مباركاً أينما كنت وأوصاني بالصلاة والزكاة ما دمت حيّاً ، وبرّاً بوالدتي ولم يجعلني جبّاراً شقيّاً ، والسلام عليَّ يوم ولدت ويوم أموت ويوم ابعث حيّاً ( سورة مريم آية 27 - 33 ) ،
شرح
تو چشمهء آبى پديد آورده است . تنهء درخت خرما را به طرف خودتكان ده ، برايت خرماى تازه مىريزد واز آن خرما تناول كن واز آن چشمه بياشام وديده روشن دار . اگر كسى از آدميان را ديدى بگو : من براي خداى رحمان روزه نذر كردهام وامروز مطلقاً با هيچ انساني سخن نخواهم گفت . مريم فرزند خود را در آغوش گرفته أو را به سوى قوم خود آورد ( مريم : 27 - 20 ) . حامله شدن به عيسى ووضع حمل أو وسخن گفتن وديگر شؤون وجودي أو ، همگى با همين أمور در ديگر افراد انسان همسنخ بوده است .
هنگامى كه قوم مريم أو را با اين وضع مشاهده كردند ، زبان به سرزنش أو گشودند ودربارهء أو سخنانى گفتند كه به زنى كه بدون داشتن شوهر حامله شده مىگويند . آنان گفتند : اى مريم ! براستى كار بسيار ناپسندى مرتكب شدهاى . اى خواهر هارون ! پدرت مرد بدى نبود ومادرت هم بدكار نبود . مريم به عيسى اشاره كرد . امّا آنها گفتند : چگونه با كودكى گهوارهاى سخن بگوييم ؟ كودك به سخن آمده گفت : منم بندهء خدا ، به من كتاب داده ومرا پيامبر گردانيده است وهرجا كه باشممرا با بركت ساخته وبه من سفارش كرده است كه تا زندهام نماز بگزارم وزكات بپردازم وبه مادرم نيكى كنم . مرا زورگو ونافرمان قرار نداده است ودرود بر من روزى كه زاده شدم وروزى كه مىميرم وروزى كه زنده برانگيخته مىشوم ( مريم : آيات 33 - 27 ) .