ذُكِرَ اللَّهُ مِن أجلِهِ ، ووَيلٌ لِعَبدٍ نُسِيَ اللَّهُ مِن أجلِهِ . « 1 »
كلام في قصّة عيسى عليه السلام :
1 - قصّة عيسى عليه السلام وامّه في القرآن :
كانت امّ المسيح مريم بنت عمران حملت بها امّها ، فنذرت أن تجعل ما في بطنها إذا وضعته محرّراً يخدم المسجد ، وهي تزعم أنّ ما في بطنها ذكر ، فلمّا وضعتها وبان لها أنّها أنثى حزنت وتحسّرت ثمّ سمّتها مريم أي الخادمة - وقد كان توفّي أبوها عمران قبل ولادتها - فأتت بها المسجد تسلّمها للكهنة وفيهم زكريّا ، فتشاجروا في كفالتها ، ثمّ اصطلحوا علَى القرعة وساهموا ، فخرج لزكريّا فكفلها ، حتّى إذا أدركت ضرب لها من دونهم حجاباً ، فكانت تعبد اللَّه سبحانه فيها لا يدخل عليها إلّازكريّا . وكلّما دخل عليها زكريّا المحراب وجد عندها رزقاً ، قال :
يا مريم أنّى لكِ هذا ؟ ! قالَت : هو من عنداللَّه ، واللَّه يرزق من يشاء بغير حساب
شرح
موجب ياد خدا شود وواي به حال بندهاى كه باعث فراموشى خدا گردد .
گفتارى دربارهء داستان عيسى عليه السلام :
1 - داستان عيسى عليه السلام ومادرش در قرآن :
مادر عيسى عليه السلام مريم دختر عمران بود .
هنگامى كه مادر مريم أو را باردار شد ، نذر كرد كه وقتي فرزندش به دنيا آمد أو را در راه خدا آزاد كند تا در معبد خدمت كند . أو كهخيال مىكرد آنچه در شكم دارد پسر است ، وقتي وضع حمل كرد ومعلوم شد فرزندش دختر است دچار اندوه وحسرت شد وبا اين حال أو را « مريم » ، يعنى « خادمه » ، ناميد . عمران ، پدر مريم ، پيش از تولد أو درگذشته بود . مادر مريم أو را به معبد آورد تا به كاهنان كه يكى از آنان زكريّا بود ، بسپارد . ميان كاهنان بر سر عهدهدارشدن سرپرستى مريم ، بحث ونزاع در گرفت تا بالآخرة تصميم گرفتند قرعه بزنند وقرعه به نام زكريا درآمد وزكريا سرپرستى مريم را به عهده گرفت . وقتي مريم به سن بلوغ رسيد ، زكريّا ميان أو وكاهنان پردهاى آويخت ومريم پشت آن پرده خداوند سبحان را عبادت مىكرد وكسى جز زكريّا نزد أو رفت وآمد نمىكرد . هروقت زكريا وارد محراب مريم مىشد ، نزد أو غذايى مىديد . از أو پرسيد : اى مريم ! اين غذا از كجاست ؟ مريم گفت : از نزد خداست وخداوند به هر كه خواهد بىشمارروزى مىدهد ، مريم عليه السلام
هامش
( 1 ) . عيون أخبار الرِّضا : 2 / 55 / 206 .