بإرسال الرسل وتشريع الشرائع .
ومنه يظهر أنّ هذا المَثَل المضروب في الآية في معنى قوله تعالى :
« أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ »
« 1 » ؛ فاللَّه سبحانه على صراط مستقيم في صفاته وأفعاله ، ومن استقامة صراطه أن يجعل لِما خلقه من الأشياء غاياتٍ تتوجّه إليها فلا يكون الخلق باطلًا ، كما قال :
« وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالْأَرْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلًا »
« 2 » ، وأن يهدي كلّاً إلى غايته الّتي تخصّه كما خلقها وجعل لها غايةً ، كما قال :
« الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى »
« 3 » ، فيهدي الإنسان إلى سبيل قاصد كما قال :
« وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ »
« 4 » ، وقال :
« إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ »
. « 5 » وهذا أصل الحجّة علَى النبوّة والتشريع . وقد مرّ تمامه في أبحاث النبوّة في الجزء الثاني ، وفي قصص نوحٍ في الجزء العاشر من الكتاب .
شرح
مىكند ، يكسان نيستند .
از اين جا معلوم مىشود كه مَثَلِ آورده شده در اين آية ، متناظر با معناى اين آية است :
« آيا كسى كه به سوى حق رهبرى مىكند سزاوارتر است مورد پيروى قرار گيرد يا كسى كه راه نمىنمايد مگر آن كه [ خود ] هدايت شود ؟ شما را چه شده ، چگونه داورى مىكنيد ؟ » پس ، خداوند سبحان در صفات وافعالش بر صراط مستقيم است واز مستقيم بودن راه اوست كه براي آفريدگان خود اهدافى قرار داده كه به سوى آنها حركت مىكنند . بنابراين ، آفرينش باطل وبيهوده نيست ؛ چنان كه خود فرموده است : « وما آسمانها وزمين وآنچه را كه ميان آنهاست باطل نيافريدهايم » . همچنين از مستقيم بودن راه اوست كه همهء موجودات را به سوى غايت وهدفى كه براي آن ، آنها را آفريده رهبرى مىكند ؛ چنان كه فرموده است : « كسى كه هر چيزى را خلقتى را كه در خور اوست داده ، سپس آن را هدايت فرموده است » . لذا انسان را به سوى راهى راست رهبرى مىكند ؛ چنان كه مىفرمايد : « ونمودن راه راست بر عهدهء خداست » ونيز مىفرمايد : « ما راه را به أو نشان مىدهيم » .
اين ، اصلِ دليل بر نبوّت وتشريع است كه بحث كامل آن در مباحث نبوّت در جلد دوم ودر داستان نوح ، در جلد دهم اين كتاب ، گذشت .
نتيجة اين كه غرض از مَثَلِ آورده شده در اين آية ، اقامهء برهان ودليل بر توحيد است با
هامش
( 1 ) . يونس : 35 .
( 2 ) . ص : 27 .
( 3 ) . طه : 50 .
( 4 ) . النحل : 9 .
( 5 ) . الدهر : 3 .